حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٣٠ - ٣ بخارى، وصيه، ش ٣
نمىشود، امّا از سوى ديگر، يكى از راويان حتى زحمت اصلاح ناهماهنگىهاى [فاحش [مانند تغيير قالب از سوم شخص به اوّل شخص را به خود نداده است. به علاوه، پرسش سعد از اينكه آيا مىتواند همه دارايىاش را وصيّت كند، موقعيّت نسخههاى ٥، ٧ و ٨ را تداعى مىكند كه در آنها به دختر سعد اشارهاى نشده است. براى رعايت سازگارى هنگامىكه به دختر سعد، به عنوان ورثه اشاره مىشود، ارثيه مورد بحث بايد كمتر از كل دارايى باشد. نسخه ٩ هم اين ناسازگارى را در خود داشت.
محاوره پرسش و پاسخگونه تقريباً همان محاوره نسخه ٧ است كه آن نيز از وكيع نقل شده است. نسخه ١٦ عناصر اضافى مختلف را دوباره بدون هيچ غرض روشنى جز نقل هر آنچه در اين باب گفته شده، افزوده است.
١٧. عبداللّه، ابن حنبل، عفّان، وُهَيب، عبداللّه بن عثمان بن خُثَيم، عمرو بن القارى، پدرش، پدربزرگش، عمرو بن القارى.
رسول خدا وارد شد و هنگام عزيمت به حُنَين، سعد را كه بيمار بود، جا گذاشت. وقتى از جِعرانه و زيارت اماكن مقدسه بازگشت، به ديدار او رفت، در حالىكه سعد رنجور و نزار بود. سعد. «اى رسول خدا، من ثروتى دارم و پدر و مادر و فرزندى ندارم كه وارثم باشد (أورِثُ كلالَه). آيا مىتوانم همه دارايىام را وصيّت كنم يا همه را صدقه دهم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «مىتوانم دو سوم آن را وصيّت كنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «مىتوانم نيمى از آن را وصيّت كنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «مىتوانم يك سوم را وصيّت كنم؟»
پيامبر: «آرى، يك سوم زياد است.»
«اى رسول خدا، آيا من در سرزمينى كه از آن هجرت كردهام، خواهم مرد؟»