حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٨٤ - پنجم
گرفته] باشد. بنا به گفته ابن شهاب، عروة بن زبير مؤلّف داستان بوده است. او از معاصران مسنّتر عطاء و در عين حال، از مخبران وى براى احاديث ديگر بوده است. بنا بر اين، به نظر بسيار محتمل مىرسد كه عروة مأخذ عطاء هم باشد. با اين حساب، روايت مربوط به عايشه، آن گونه كه در مُوَطَّأ آمده است، بايد تلقى اصيل از عروة تلقى شوند كه در اين صورت، تاريخ شكلگيرىاش نيمه دومِ قرن نخست هجرى خواهد بود، نه نيمه قرن بعدى.
پيامبر
عطاء به ندرت در «پاسخ» هايش به پيامبر ارجاع مىدهد. از ميان ٢٠٠ مورد «پاسخ» بررسى شده تنها در سه مورد، آن هم به كنايه به ايشان اشاره شده است. علاوه بر اين، اظهارات معدودى درباره پيامبر هست كه از طريق سؤالهاى ابن جُريج مطرح مىشوند. هيچ يك از اين روايات اسناد ندارند؛ امّا گاه اين تعبير در آغاز ديده مىشود.
«بَلَغنَا أنَّ النَّبِى/ رَسُولَ اللّهِ ...».[١]
در «املاء» هاى عطاء، نسبت نقل از پيامبر تا حدّى بيشتر است؛ ٦ درصد. در بخش «پاسخ» ها، تنها بخشى از احاديث يا ارجاع و اشارهاى به آنها يافت مىشوند؛ حال آنكه بيشتر احاديث نبوى در بخش «املاء» كامل و مفصّلاند. فقط يك چهارم آنها إسناد دارند، گو اينكه هميشه هم سندشان كامل نيست.
عطاء احاديث مربوط به پيامبر را بسيار بيشتر از آنچه عملًا در استدلالهاى فقهىاش بهره گرفته، مىشناخته است. اين حقيقت را مىتوان از رواياتى فهميد كه در آنها ابن جُريج- بعضاً پس از جوابى كه فقط متضمّن ديدگاه عطاء درباره مسأله است- صريحاً از او درباره پيامبر سؤال مىكند و جوابى دريافت مىكند كه نشان مىدهد عطاء به خوبى از احاديث نبوى مطلع است.[٢] عطاء همچنين از اصول يا قواعدى فقهى ياد مىكند كه صريحاً آنها را احاديث نبوى مىدانسته است، امّا در آنها مستقيماً به پيامبر ارجاع نمىدهد. يكى از اين موارد اين قاعده فقهى است.
[١]. همان، ج ٦، شماره ١٠٩٦٩؛ ج ٧، شماره ١٢٦٣٢.
[٢]. همان، ج ٦، شماره ١٠٦٥١.