حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٨٦ - پنجم
نقلهاى تفصيلى متقدم درباره به كارگيرى قاعده «الوَلَدُ لِلفِرَاشِ وَلِلعَاهِرِ الحَجَرُ» از سوى پيامبر اكرم، در مُوَطَّأِ مالك و مُصَنَّف عبد الرزّاق يافت مىشوند. اين اختلاف نقلها به شرح زير قابل تميزند:
١. چند نقل مختلف از داستانى وجود دارد كه نزاعى بين سعد بن أبى وقّاص و عبد بن زَمعَة درباره پدر واقعى (يا نسب) پسرى گزارش مىكنند. گزارش شده كه آنها براى داورى به پيامبر رجوع كردند و ايشان با بيان اين قاعده حكم صادر كردند.[١] اين مورد را من نقل «داستانى» مينامم.
٢. روايت كوتاهى در دست است كه صرفاً به صورت «املاء» اين قاعده را بيان مىكند.[٢] تمام گونههاى قبلى از نقل داستانى، إسنادى دارند كه به «ابن شِهاب زُهرى از عروة بن زبير از عايشه» ختم مىشود. نقل كوتاه ( «املاء» وار كنونى) گاه همين سند را دارد و گاه با إسناد زير آمده است. «زُهرى از ابن مُسَيَّب و ابو سَلَمة از ابو هُريرة». ابن شهاب (م ١٢٤ ق) «حلقه مشترك» (common link) تمام اين روايات است، البته اگر فعلًا ارجاعات عطاء به آن را در نظر نگيريم.
بنابر روش شاخت در تاريخگذارى روايات به مدد «حلقه مشترك»، دوره ابن شِهاب قديمترين زمانى است كه از آن هنگام به بعد اين مجموعه روايات، به وجود آمدهاند.[٣] امّا از آنجا كه شاخت به اين باور رسيده بود كه جعلهاى گسترده در «سلسله سندها» وجود داشته است، بر آن بود كه زُهرى را «به سختى مىتوان مسئول بخش اعظم اين روايات» از پيامبر، صحابه و تابعين، در أسانيدى دانست
[١]. همان، شمارههاى ١٣٨١٨( مَعمَر از زُهرى)، ١٣٨١٩ و ١٣٨٢٤( ابنجُريج از ابنشِهاب)؛« احاديث أبىاليَمان»، شماره ١( شعيب از زُهرى)؛ كتاب محمّد مصطفى الاعظمى، متن انگليسى(Studies in Early Hadith Literature ,٨٧٩١ )، بخش چهارم. متن عربى همان كتاب، ص ١٤١ و بعد؛ مالك، الموُطَّأ( روايت يحيى)، فصل ٣٦، شماره ٢٠( مالك از ابنشِهاب). در بيشتر نقلهاى داستانى، بخش دوم اين قاعده نيامده است. نك. اعظمى، همان، متن انگليسى، ص ١٦١. اين روايت در صحيحين نيز هست.
[٢]. عبدالرزّاق، مُصَنَّف، ج ٧، شماره ١٣٨٢١.
[٣].See Schacht ,Origins ,pp .٧٧١ ff .