حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٧٦ - چهارم
ببخشد، بر گردن راويان قديمىتر انداخته است [: ديدگاه شاخت]، در اين صورت بايد توضيح قانعكنندهاى براى اين موارد بيابيم كه اظهارات فقهىاى از خود ابن جُريج هست كه به عالمان بيشتر نسبت داده نشدهاند.
٢. آسيبپذيرى فرضيه [شاخت مبنى بر] ارجاع به گذشته (back -projection)، زمانى آشكارتر مىگردد كه به تفسيرهايى برگرديم كه ابن جُريج براى برخى نقلهاى عطاء ارائه مىدهد. آنها را مىتوان به عنوان اضافاتى طبقهبندى كرد كه در توضيح و بيان تفصيلى يا مخالف [با نقلهاى عطاء] يند. آشكار است كه ابن جُريج هر دو نوع اظهارات را بعداً به متن روايات افزوده است. اين فرض چندان معقول نيست كه ابن جريج ابتدا روايات را ابداع كند، سپس آنها را به دروغ به عطاء نسبت دهد و همزمان، يا بعداً، آنها را با تفسير و نقد بيارايد. امّا خيلى دور از ذهن نيست كه فرض كنيم ابن جُريج، هنگامى كه به عنوان شاگردى جوان آموزههاى استادش را مىشنيده، توانمندى و اعتماد به نفس [كافى] بر تكميل يا نقد آنها نداشته است؛ توانمندىاى كه بعدها قطعاً آن را به دست آورده است.
٣. بر اساس حجم مطالب نقل شده مىتوان چنين قضاوت كرد كه عطاء مشخصا مهمترين راوى ابن جُريج است. اگر شيخوخت عطاء، كلًا يا بعضا تخيلى باشد، انتظار نمىرود كه ابن جُريج، آرايى را بدين عنوان كه به طور غير مستقيم يعنى از طريق شخص ثالثى دريافت شده، گزارش كند. با اين همه، چنين رواياتى وجود دارند.[١]
٤. گاهى ابن جُريج اشاره مىكند كه از عين لفظ گفتههاى عطاء يا مراد او نامطمئن است.[٢] اين اقرار به ترديد را بايد دليلى بر صدق او و نيز قصد او بر بازتوليد آموزههاى استادش به نهايت دقّت ممكن، تلقى كرد.
٥. تلاش براى بازگويى دقيق و لفظ به لفظ را در مواردى مىتوان ديد كه ابن جُريج نقلهاى گوناگون از عطاء درباره يك حديث را ثبت مىكند؛ نقلهايى كه
[١]. همان، ج ٦، شمارههاى ١١٠٨٠، ١١٣٤٨ و ١١٤٦٠؛ ج ٧، شمارههاى ١٢٥٥٣، ١٢٥٧١، ١٣١٢١ و ١٤٠٠١.
[٢]. همان، ج ٧، شمارههاى ١٣١٣٨ و ١٢٨٣٥.