حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٣٥ - ٣ بخارى، وصيه، ش ٣
دختر- نسخههاى ٩، ١٠، ١١، ١٢، ١٣، ١٤، ١٦، ١٨ و ١٩؛ فقدان وارث- نسخه ١٧) و دو ديگر را تفسيرهاى ضمنى متفاوت (اهتمام مؤمنانه به امور مردم و اهمال [حقّ] خانواده- نسخههاى ١٠ د، ١١ ه-، ١٤، ١٦ ب، ١٧، ١٨ و ١٩؛ و عدم اطمينان سعد از اينكه آيا در طول زندگى به اندازه كافى صدقه داده است يا نه- نسخههاى ١٠ ه-، ١١ د، ١٦ ج، ١٧، ١٨ و ١٩).
در مواردى كه دو مسأله هجرت و وصيّت با هم تلفيق شدهاند، دو جهت [تطوّر] را مىتوان از هم بازشناخت. جهتى كه اولويت را به مسأله هجرت مىدهد (نسخههاى ١٠ و ١١)، و جهتى كه محور اصلىاش مسأله وصيّت است (نسخههاى ١٢ تا ١٩).
شيوه تلفيق اين عناصر ناهمگون براى تنظيم واحدهايى پريشان و آشفته، نشان از آن دارد كه اكثر راويان هرگز در ذهن خود به آميزهاى هماهنگ و منسجم از اين عناصر گوناگون دست نيازيدهاند. چرا كه در آن صورت، شاهد قالبى از يك واحد ادبى خوشساخت (مطابق با ضوابط ادبيات شفاهى) بوديم. با در نظر گرفتن هر دو مؤلّفه صورت و محتوا، تنها ساختارهاى منسجم ادبى در نسخه ١ (فقرات شرح حالى)، نسخه ٥ تا ٩ و نسخههاى ١٤ و ١٥ (عبارات پرسش و پاسخ) يافت مىشود.
قطعاً راويان نسخههاى ٩، ١٤ و ١٥ به هماهنگسازى همه خاطرات در باب بيمارى سعد اهتمام نداشتهاند و از اينرو نسخههايى نسبتاً مفصل و در عين حال منسجم از عبارت ساده پرسش از وصيّت نقل كردهاند (نسخههاى ٥ تا ٨).
اما غرض از نسخههاى ديگر آن بوده كه هم مسأله سربسته وصيّت روشن شود و هم پيوند آن با هر چه درباره بيمارى سعد نقل شده، آشكار گردد. توجه داريم كه موضوع هجرت، مانند نسخههاى قبلى، بدون طول و تفصيل فقط تكرار مىشود، زيرا پيشتر از اينها فيصله يافته و ديگر دغدغه نبوده است و همچون نسخه ١ صرفاً به نكتهاى شرح حالى بدل شده است.
بدين ترتيب، الگوى اجمالى زمانبندى ذيل قابل تشخيص است.
نسخه ١ قديمىترين متن است.