حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٣٣ - ٣ بخارى، وصيه، ش ٣
پيامبر: «تو عقب نمىمانى، و هر عملى كه براى رضاى خداوند انجام دهى، باعث تعالى درجه و مقام تو خواهد بود.»
«شايد كه خداوند تو را چنان قرار دهد كه باعث شود به برخى مردم سود رسانى و به برخى ديگر ضرر.»
«خدايا، هجرت اصحاب مرا كامل كن و آنها را به جايى كه از آن آمدهاند، بازمگردان.»
اما سعد بن خولة بداقبال بود. او گفت. «پيامبر از اينكه او در مكّه درگذشت، بسيار متأثر شد.»[١]
١٩. يحيى بن قزعة، ابراهيم، الزهرى، عامر بن سعد بن مالك، پدرش.[٢]
اين متن آخر تقريباً تكرار كلمه به كلمه نسخه ١٨ است، جز آنكه كمى مشوّش تنظيم شده است و تعليقات فراوانى درباره راويان بخشهايى خاص از آن دارد.
يك عنصر جديد و مهم در اين دو نسخه تعيين ماجرا در ايام حجةالوداع است. احتمالًا اين عنصر هنگامى وارد شده كه درباره وفات سعد بن خولة در آن ايّام اجماع شده بود.[٣] اگر بيمارى سعد بن أبى وقّاص سالها پيش از وفات ابن خولة رخ داده بود، سخن گفتن از دو سعد در كنار هم ناسازگار مينمود.
همه عناصرى كه در نسخههاى قبلى ديده مىشوند، در نسخههاى ١٨ و ١٩ هستند، جز دست كشيدن روحافزاى محمّد [ص] و البته، تشخيص و درمان بيمارى سعد، كه جزئيّات اين نكته اخير در سير تحوّل اين حديث نقش نداشته است. ضمن آنكه عبارتى جديد (بند ١٨ ه-) درباره عقب ماندن [از دوستان] به چشم مىخورد. اين عنصر به تصوير موجود چيزى نمىافزايد. نسخههاى ١٨ و ١٩ مىكوشند هر چه درباره بيمارى سعد نقل شده، به هم پيوند دهند.
[١]. مسلم، ج ١١، ص ٧٦ و جاهاى ديگر.
[٢]. بخارى، مناقب الأنصار، ص ٤٩ و جاهاى ديگر، با راويان متفاوت در طبقات ميانى.
[٣]. ابنحجر، الإصابة، ج ٣، ص ٧٤- ٨٥؛ ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٥٨٦.