حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢١٢ - چهارم
سومين روايت در مخالفت با كتابت، حديثى است كه با إسنادى متفاوت به ابو سعيد خُدرى نسبت داده شده است. إسناد، از حلقه مشترك به اين سو، چنين است: خالد بن مِهران بن الحَذّاء (متوفاى حدود ١٤١ ق در بصره) عن ابو المتوكل على بن داوود (متوفاى حدود ١٢٠ ق در بصره) عن ابو سعيد الخُدرى. متن حديث. «ما هيچ چيز جز قرآن و تشهد را كتابت نمىكرديم»[١]. نتيجتاً كاملًا احتمال دارد كه پيش از اين، نه فقط ابو نضرة، بلكه ابو سعيد خُدرى هم نظريه عدم كتابت را تبليغ مىكرده است.
روايت ب- ٢، همانند روايت ب- ١ در دو مجموعه قديمى ابو خَيثَمَه[٢] و ابن أبى شيبه[٣] آمده است. متن اين روايت كه آن نيز همانند روايت ب- ١ از احاديث بسيار شايع و مهم در مخالفت با كتابت حديث به شمار مىآيد، احتمالًا اصيل، و امّا قطعاً نيز قديمى است. چنان كه در نمودار مشاهده مىكنيم، اگر اين حديث واقعاً به ابو موسى اشعرى باز نگردد، پسرش ابو بُردَه (در كوفه) آن را منتشر كرده، و آن را به وى نسبت داده است (ابو بُردَه حلقه مشترك اصلى است، همراه با يك حلقه مشترك فرعى).
در شمار نتايج صريحى كه از بررسى احاديث مخالف كتابت به دست مىآوريم، نخست مىتوان گفت كه پيامبر به احتمال زياد هيچ ديدگاهى در اين خصوص بيان نكرده است؛ دوم اين كه نمىتوان اين امر را كه برخى صحابيان مدنى در دفاع از ممنوعيت كتابت حديث سخن گفتهاند منتفى دانست؛ سوم اين كه ممنوعيت كتابت قطعاً در ميان نسل نخست تابعين (در اواخر قرن اوّل و اوايل قرن دوم هجرى/ ربع اوّل قرن هشتم ميلادى) به ويژه در بصره و كوفه حاميانى داشته است؛ و چهارم اين كه [اين احاديث] در نسل دوم تابعين فرافكنى شده و آنها را به پيامبر رساندهاند.
[١]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٩٣، ابوداوود، سنن، باب ٣، ص ٤٣٤، شماره ٣٦٤٨.
[٢]. كتاب العلم، ص ١٤٥، شماره ١٥٣.
[٣]. مُصنَّف، ج ٩، ص ٥٣، شماره ٦٤٩٥.