حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٣١ - ٣ يادداشت هايى با رويكردى نو در باب سنت اسلامى
و گفتند: «اگر خدا او را شفا دهد، ما ده روز بر روزه مىافزاييم». پادشاه ديگرشان، دهانش با تكهاى گوشت آسيب ديد، و گفتند: «اگر خدا او را شفا دهد، هفت روز ديگر به آن مىافزاييم» و پادشاه سوم گفت: «بياييد عدد را سر راست به پنجاه برسانيم و در فصل بهار روزه بگيريم».[١]
سُدّى نيز در تفسيرش چنين توضيح مىدهد:
روزه رمضان بر مسيحيان واجب شده بود ... چون روزه گرفتن در تابستان گرم برايشان دشوار بود، شورايى تشكيل دادند و توافق كردند زمان روزه را به فصل بهار منتقل كنند. گفتند. «ما با افزودن بيست روز به طول دوره روزدارى آن را جبران مىكنيم».[٢]
كتابها آكنده از احاديثى است كه راهنماى مسلمانان در تعيين زمان آغاز و پايان روزه ماه رمضان است. از آنجا كه تشخيص آغاز و پايان ماه بايد بر اساس مشاهده هلال باشد، اين توصيهها به ويژه زمانى كه آسمان ابرى است، مورد نياز است.[٣] دغدغه مسلمانان نسبت به چنين موضوعاتى با پيشينيان آنها- «الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»- نيز گره خورده است.
ابن عباس: چون مسيحيان در ابتدا، از احتمال تشخيص نادرست زمان آغاز و پايان ماه بيمناك بودند، از يك روز قبل از آغاز ماه روزه مىگرفتند. سپس، به دليل نگرانى از اشتباه در تاريخ آخرين روز، يك روز هم به روزه پايان ماه افزودند. سرانجام به تدريج با اين روش، ده روز به قبل و ده روز به بعد از دوران روزهدارى افزودند. نهايتاً نگرانى آنها از سرپيچى از فرمان الهى به آنجا انجاميد كه روزه سى روزه را به پنجاه روز تبديل كردند.[٤]
روزه مسلمانان سه روز در هر ماه بود كه با نزول وحى درباره ماه رمضان،
[١]. همان، ص ١٧٦( به نقل از ابنحنظلة، نحّاس، و طبرانى).
[٢]. طبرى، ج ٣، ص ٤١١؛ نيز نك. همان، ص ٥٠١- ٥٠٢.
[٣]. مالك بن أنس، موطّأ، دو جلد، قاهره، ١٣٤٨ ق، ج ١، ص ٢١١.
[٤]. الدر المنثور، ج ١، ص ١٧٧؛ طبرى، ج ٣، ص ٤١٠.