موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٣ - شهادت به ولايت و إمارت مؤمنين
است؛ زيرا كه رسالت مطلقه ختميه خلافت كبراى الهيّه برزخيه است؛ و اين خلافت، خلافت در ظهور و تجلّى و تكوين و تشريع است؛ و خليفه را از خود به هيچوجه استقلالى و تعيّنى نبايد باشد، و الّا خلافت به اصالت برگردد، و اين براى احدى از موجودات امكان ندارد.
پس، سالك الى اللَّه بايد مقام خلافت كبراى احمديه را به باطن قلب و روح برساند؛ و به واسطه آن، كشف حجاب و خرق ستور نمايد و از حجب تعيّن خلقى بهكلّى خارج شود؛ پس، ابواب جميع سماوات براى او مفتوح شود و به مقصد خود بىحجاب نائل گردد.
شهادت به ولايت و إمارت مؤمنين
فرع فقهى و اصل عرفانى: در بعض از روايات غير معتبره وارد شده است كه پس از شهادت به رسالت در اذان بگويند: «أَشْهَدُ أَنّ عَليّاً وَلِيٌّ اللَّهِ، مرَّتَيْنِ». و در بعض از روايات است كه «أَشْهَدُ أَنّ عَليّاً أَميرُ الْمؤمِنينَ حقّاً، مرَّتَيْنِ». و در بعض ديگر است: «مُحمَّدٌ وَآلُ محمّدٍ خَيْرُ اْلبَريّةِ». و شيخ صدوق رحمه الله اين روايات را از موضوعات مفوّضه قرار دادند و تكذيب آنها را كردند[٢٤٤]. و مشهور بين علماء- رضوان اللَّه عليهم- عدم اعتماد به اين روايات است[٢٤٥]. و بعض از محدّثين آن را جزء مستحبّى قرار دادند به واسطه تسامح در ادلّه سنن[٢٤٦]. و اين قول، بعيد از صواب نيست؛ گرچه به قصد قربت مطلقه گفتن اولى و احوط است؛ زيرا پس از شهادت به رسالت، مستحب است شهادت به ولايت و امارت مؤمنين. چنانچه
[٢٤٤] - من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ١٨٨، ذيل روايت ٨٩٧.
[٢٤٥] - ر. ك: جواهر الكلام، ج ٩، ص ٨٦.
[٢٤٦] - بحار الأنوار، ج ٨١، ص ١١١.