موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٢ - فصل دوم در بعض آداب استعاذه است
عمليه، و خصوصاً قلبيه كه اصل آن است؛ چنانچه اشاره به آن است در حديث مشهور كه مىفرمايد: «مَنْ أخْلَصَ للَّهِ أرْبَعينَ صَباحاً جَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِه»[٤٣١]. كسى كه چهل صباح- به مقدار تخمير طينت آدم كه چهل صباح بوده و رابطه اين دو به هم پيش اهل معرفت و اصحاب قلوب معلوم است- خود را براى خدا خالص كند و عملهاى قلبى و قالبىاش را خالص براى حق كند، قلبش الهى شود؛ و قلب الهى جز چشمههاى حكمت نزايد؛ پس زبانش نيز، كه بزرگتر ترجمان قلب است، ناطق به حكمت شود. پس، در اوّل امر اخلاص عمل باعث خلوص قلب شود؛ و چون قلب خالص شد، انوار جلال و جمال، كه به تخمير الهى در طينت آدمى وديعه بود، در مرآت قلب ظاهر شود و جلوه كند و از باطن قلب به ظاهر ملك بدن سرايت كند.
بالجمله، آن خلوص كه موجب خروج از تحت سلطنت شيطانيه است، خالص شدن هويّت روح و باطن قلب است براى خداى تعالى. و اشاره به اين مرتبه از خلوص است كلام حضرت اميرالمؤمنين در مناجات شعبانيه: «إلهي، هَبْ لي كَمالَ الانْقِطَاع إلَيْكَ»[٤٣٢]. و چون قلب بهاين مرتبه از اخلاص رسد و از ماسوى به كلى منقطع شود و در مملكت وجود او به جز حق راه نداشته باشد، شيطان را- كه از غير راه حق بر انسان راه يابد- بر او راه نباشد؛ و حق تعالى او را به پناه
[٤٣١] - أسرار الحكم، ص ٦٥٠؛ ر. ك: جامع الأخبار، ص ٢٤٩، حديث ١٨؛ الفتوحات المكّية، ج ٢، ص ١٠؛ رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم، ص ٢٨، در اين منابع به جاى« جرت»،« ظهرت» آمده است.
[٤٣٢] -« بار الها! كمال بريدگى( از متعلّقات دنيوى) براى توجه به خودت ارزانىام فرما».( قسمتى از مناجات شعبانيه، ر. ك: إقبال الأعمال، ص ١٩٩؛ بحار الأنوار، ج ٩١، ص ٩٩، حديث ١٣)