موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٣ - در بيان عظمت قرآن
مطلقه به غيب مطلق است. پس، مبدأ تحريف و مبدأ بطون متعاكس است. و سالك الى اللَّه به هر مرتبه از مراتب بطون كه نائل شد، از يك مرتبه تحريف تخلّص پيدا كند؛ تا به بطون مطلق- كه بطن سابع است به حسب مراتب كلّيه- كه رسيد، از تحريف مطلقاً متخلّص شود.
پس، ممكن است قرآن شريف براى كسى محرَّف به جميع انواع تحريف باشد، و براى كسى به بعض مراتب، و براى كسى محرّف نباشد، و ممكن است براى يك نفر در حالى محرّف و در حالى غير محرّف باشد، و در حالى محرّف به بعض انواع تحريف باشد.
و چنانچه دانستى، فهم عظمت قرآن، خارج از طوق ادراك است، لكن اشاره اجماليه به عظمت همين كتاب متنزّل، كه در دسترس همه بشر است، موجب فوائد كثيره است.
در بيان عظمت قرآن
بدان اى عزيز كه عظمت هر كلام و كتابى يا به عظمت متكلّم و كاتب آن است، و يا به عظمت مطالب و مقاصد آن است، و يا به عظمت نتايج و ثمرات آن است، و يا به عظمت رسول و واسطه آن است، و يا به عظمت مُرسَلٌ إليه و حامل آن است، و يا به عظمت حافظ و نگاهبان آن است، و يا به عظمت شارح و مبيّن آن است، و يا به عظمت وقت ارسال و كيفيت آن است. و بعض از اين امور ذاتاً و جوهراً در عظمت دخيل است، و بعضى عَرَضاً و بالواسطه، و بعضى كاشف از عظمت است. و جميع اين امور كه ذكر شد، در اين صحيفه نورانيه به وجه اعلى و اوفى موجود بلكه از مختصّات آن است، كه كتاب ديگرى را در آن يا اصلًا شركت نيست و يا به جميع مراتب نيست.