موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٧ - فصل چهارم در ترغيب به اخلاص است
كه براى رسول خدا صلى الله عليه و آله در نماز معراج دست مىداده و آن انوار عظمت و بالاتر از آن را كه مشاهده مىكرده در آن محفلى كه اعظم ملائكة اللَّه كه جبرئيل امين عليه السلام است محرم سرّ نبود و جرأت پيشرفت انملهاى نداشت، جذبه براى يكى از زنهاى خيلى خوب بوده؟ يا انوارى مثل نور شمس و قمر و بالاتر از آن مىديد؟ آيا آن قلب سليمى كه معصوم عليه السلام در ذيل آيه شريفه «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»[٣٠٣] فرمود: «سليم آن است كه ملاقات كند حق تعالى را در صورتى كه در آن غير حق نباشد»[٣٠٤]. مقصود از آن كه غير حق نباشد، يعنى غير كرامت حق نباشد؟
كه برگشت به آن كند كه غير از گلابى و زردآلو نباشد؟
خاك بر فرق من كه عنان قلم از دستم رها شد و به شطحيات مشغول شد.
ولى لَعَمْرِ الحبيب كه مقصودى از اين كلام نيست جز آنكه براى برادران ايمانى؛ خصوصاً اهل علم، تنبّهى حاصل آيد و لااقلّ منكر مقامات اهل اللَّه نباشند، كه اين انكار سرمنشأ تمام بدبختىها و شقاوتها است. مقصود ما آن نيست كه اهل اللَّه كيانند، بلكه مقصود آن است كه مقامات انكار نشود؛ امّا صاحب اين مقامات كيست، خدا مىداند. و اين امرى است كه كسى را بر آن اطلاعى نيست، «آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد»[٣٠٥].
و يك طايفه ديگر آنانند كه مقامات اهل معرفت را منكر نيستند و عناد با اهل اللَّه ندارند، ولى اشتغال به دنيا و تحصيل آن و اخلاد به لذّات فانيه آنها را از كسب علمى و عملى و ذوقى و حالى بازداشته. اينها مريضانى را مانند كه
[٣٠٣] -« جز آن كس كه با قلب سليم نزد خدا آيد».( الشعراء( ٢٦): ٨٩)
[٣٠٤] - الكافي، ج ٢، ص ١٦،« كتاب الإيمان و الكفر»،« باب الإخلاص»، حديث ٥.
[٣٠٥] -« اين مدعيان در طلبش بىخبرانند/ آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد».( كليات سعدى، ديباچه گلستان، ص ٣)