موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٥ - فصل دوم در بعض آداب استعاذه است
خود نيز ملائكة اللَّه شود، يا چون ملائكة اللَّه «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»[٤٣٥] گردد؛ پس، مرتبه اولاى استعاذه صورت گيرد، و شيطان و جيوشش از مملكت ظاهر كوچ كنند و به باطن روآورند و به قواى ملكوتيه نفسانيه هجوم كنند. از اين جهت، كار سالك مشكلتر، و سلوكش دقيقتر گردد؛ و بايد قدم سيرش قوىتر و مراقبتش كاملتر گردد و از مهالك نفسانيه كه عجب و ريا و كبر و افتخار و غير آن است بايد به خداى متعال پناه برد، و كم كم به تصفيه باطن از كدورات معنويه و قذارات باطنيّه اشتغال پيدا كند.
و در اين مقام، بلكه جميع مقامات، توجه تام به توحيد فعلى حق و متذكّر ساختن قلب را به اين لطيفه الهيه و مائده آسمانى، از مهمّات سلوك و اركان عروج است. و حقيقت مالكيت حق تعالى سماوات و ارض و باطن و ظاهر و ملك و ملكوت را به ذائقه قلب بايد چشانيد تا قلب با توحيد در الهيت و نفى شريك در تصرّف، ارتياض يافته، مخمّر به تخمير الهى گردد و مربّى به تربيت توحيدى شود. و در اين صورت، قلب، مفزع و ملجئى و پناه و مُعينى جز حق نبيند و نداند، و بالطّوع و الحقيقة استعاذه به حق و مقام مقدس الوهيّت پيدا كند.
و تا دل از تصرّف ديگران برندارد و چشم طمع از موجودات نبندد، به پناه حق از روى حقيقت نرود، و دعوى او كاذب، و در مسلك اهل معرفت در زمره منافقان منسلك است و به خديعت و فريب منسوب است.
و در اين وادى هولناك و بحر عميق خطرخيز، از دم حكيمى ربّانى يا عارفى نورانى كه رشته علمش متّصل به اولياء كمّل است، استفادت توحيدات ثلاثه را
[٤٣٥] -« خدا را در آنچه امرشان مىكند نافرمانى نمىكنند و آنچه را فرمان مىدهد انجاممىدهند».( التحريم( ٦٦): ٦)