موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٧ - فصل چهارم در بعض آداب شهادت به رسالت است و در آن اشاره به شهادت به ولايت است
و از اين جهت، عبادات ما از حدّ صورت و دنيا تجاوز نكند و فتح باب و رفع حجاب به روى ما نكند.
فصل چهارم در بعض آداب شهادت به رسالت است و در آن اشاره به شهادت به ولايت است
بدان كه طى اين سفر روحانى و معراج ايمانى را با اين پاى شكسته و عنانِ گسسته و چشم كور و قلب بىنور نتوان نمود؛ «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»[٢٣١]. پس، در سلوك اين طريق روحانى و عروج اين معراج عرفانى تمسّك به مقام روحانيت هاديان طرق معرفت و انوار راه هدايت، كه واصلان الى اللَّه و عاكفان على اللَّهاند، حتم و لازم است؛ و اگر كسى با قدم انانيّتِ خود، بىتمسّك به ولايت آنان، بخواهد اين راه را طى كند، سلوك او الى الشيطان و الهاوية است.
و به بيان علمى، چنانچه در ربط حادث به قديم و متغيّر به ثابت، محتاج به واسطه و رابطهاى است كه وجهه ثبات و تغيّر و قدم و حدوث داشته باشد كه اگر آن واسطه نباشد فيض قديمِ ثابت عبور به متغيّرِ حادث در سنّت الهيه نكند و رابطه كونيه وجوديه حاصل نشود- و در رابط بين اين دو، انظارِ علمى ارباب علوم برهانى مختلف است، چنانچه ذوق عرفانى را اقتضاى ديگرى است كه تفصيل آن از عهده اين اوراق خارج است، و در ذوق عرفانى رابط، فيض مقدّس و وجود منبسط است كه مقام برزخيت كبرا و وسطيت عظما را دارد و آن بعينه
[٢٣١] -« كسى كه خدا براى او نورى قرار ندهد وى را نورى نخواهد بود».( النور( ٢٤): ٤٠)