موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٠ - فصل پنجم در بيان تفكر است
كريمه، مدح بزرگى است از تفكر؛ زيرا كه غايت انزال كتاب بزرگ آسمانى و صحيفه عظيمه نورانى را احتمال تفكّر قرار داده؛ و اين، از شدّت اعتناء به آن است كه بس احتمال آن موجب يك همچو كرامتى عظيم شده. و در آيه ديگر فرمايد: «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[٣٨١]. و از اين قبيل يا قريب به آن، آيات بسيار است و روايات درباره تفكر نيز بسيار است. از حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله منقول است كه چون اين آيه شريفه نازل شد كه مىفرمايد: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ ...»[٣٨٢] إلى آخره فرمود: «وَيْلٌ لِمَنْ قَرَأَها وَلَمْ يَتَفَكَّرْ فيها»[٣٨٣]. عمده در اين باب، آن است كه انسان بفهمد تفكّرِ ممدوح كدام است؛ و الّا در اين كه تفكّر در قرآن و حديث ممدوح است شك نيست. بهترين تعبيرها از براى آن، آن است كه خواجه عبداللَّه انصارى قدس سره مىكند، قال: اعْلَمْ أنَّ التَّفكُّرَ تَلَمُّسُ الْبَصيرَةِ لاسْتِدْراكِ الْبُغْيَة[٣٨٤]. يعنى تفكّر، جستجو نمودنِ «بصيرت» است- كه چشم قلب است- براى رسيدن به مقصود و نتيجه، كه غايت كمال، آن است. و معلوم است مقصد و مقصود، سعادت مطلقه است كه به كمال علمى و عملى حاصل آيد.
پس، انسان در آيات شريفه كتاب الهى و در قصص و حكايات آن بايد مقصود و نتيجه انسانيه، كه سعادت است، به دست آورد. و چون سعادت، رسيدن به سلامت مطلقه و عالم نور و طريق مستقيم است، انسان بايد از قرآن
[٣٨١] -« پس داستانها را حكايت كن، باشد كه بينديشند».( الأعراف( ٧): ١٧٦)
[٣٨٢] -« همانا در آفرينش آسمانها و زمين، و در آمد و شد شب و روز، نشانههايى است ...».( آل عمران( ٣): ١٩٠)
[٣٨٣] -« واى بر كسى كه آن را بخواند و در آن نينديشد».( المحجّة البيضاء، ج ٨، ص ١٩٤)
[٣٨٤] - منازل السائرين،« قسم البدايات»،« باب التفكّر»، ص ٤١.