موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣ - فصل هشتم در بيان حضور قلب است
سلطنت هواهاى نفسانيه و اطاعت ابليس و جنود او. و هيچيك از اين نتايج كه ذكر شد حاصل نمىشود مگر با حضور قلب كامل. و اگر قلب در وقت عبادت غافل و ساهى باشد، عبادت او حقيقت پيدا نكند و شبه لهو و بازى است. و البته چنين عبادتى را در نفس بههيچوجه تأثيرى نيست و عبادت از صورت و ظاهر به باطن و ملكوت بالا نرود- چنانچه به اين معنا در اخبار اشاره شده- و قواى نفس با چنين عبادتى تسليم نفس نشوند و سلطنت نفس بر آنها بروز نكند و همينطور قواى ظاهره و باطنه تسليم ارادة اللَّه نگردد و مملكت در تحت كبرياى حق منقهر نشود، چنانچه پر واضح است. و از اين جهت است كه مىبينيد در ما پس از چهل- پنجاه سال عبادت اثرى حاصل نشده، بلكه روز به روز بر ظلمت قلب و تعصّى قوا افزوده مىشود و آنبهآن اشتياق ما به طبيعت و اطاعت ما از هواهاى نفسانيه و وساوس شيطانيه افزون گردد. اينها نيست جز آنكه عبادات ما بىمغز و شرايط باطنه و آداب قلبيه آن به عمل نمىآيد، والّا به نصّ آيه مباركه كتاب الهى: «نماز نهى از فحشاء و منكر مىنمايد»[٧٤]. و البته اين نهى، نهى صورى ظاهرى نيست؛ لابدّ بايد در دل چراغى روشن شود و در باطن نورى فروزان شود كه انسان را هدايت به عالم غيب كند و زاجر الهى پيدا شود كه انسان را از عصيان و نافرمانى بازدارد.
و ما خود را در زمره نمازگزارها محسوب مىداريم و سالهاى سال است اشتغال به اين عبادت بزرگ داريم و در خود چنين نورى نديديم و در باطن چنين زاجر و مانعى براى ما پيدا نشده؛ پس واى به حال ما آن روزى كه صور اعمال ما و صحيفه افعال ما را در آن عالم به دست ما دهند و گويند خود حساب
[٧٤] -« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ».( العنكبوت( ٢٩): ٤٥)