موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٣ - تنبيه و نكتة در وجه تقديم «
آرنده خود را طلبكارند؛ پس، با صيغه جمع اظهار كند كه جميع موجودات در همه حركات و سكنات خود عبادت ذات مقدس حق تعالى كنند و از او استعانت جويند.
تنبيه و نكتة: در وجه تقديم «
إِيَّاكَ نَعْبُدُ~p class="KalamateKhas٢" style="color:#١FA٣EC;"~» بر «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ~p class="KalamateKhas٢" style="color:#١FA٣EC;"~»بدان كه در وجه تقديم «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» بر «وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» با آن كه به حسب قاعده بايد استعانت در عبادت مقدّم بر خود عبادت باشد، گفتهاند[٥٨٣] كه عبادت بر استعانت مقدّم شده نه بر اعانت؛ و گاهى اعانت بىاستعانت شود. و نيز چون اين دو به هم مرتبط هستند، در تقديم و تأخير فرقى نكند، كَما يُقالُ: «قَضَيْتَ حَقّي فَأحْسَنْتَ إلَيَّ وَأحْسَنْتَ إليَّ فَقَضَيْتَ حَقّي»[٥٨٤]. و نيز استعانت براى عبادتِ مستأنفه است نه عبادت واقعه. و برودت اين وجوه بر ارباب ذوق پوشيده نيست.
و شايد نكته آن باشد كه حصر استعانت به حق تعالى به حسب مقام سلوك الى اللَّه متأخّر است از حصر عبادت؛ چنانچه واضح است كه بسيارى از موحّدينِ در عبادت و حاصرين عبادت را به حق، در استعانت مشركند و حصر استعانت به حق نكنند؛ چنانچه از بعض ارباب تفسير نقل نموديم كه حصر استعانت، حقيقى نيست[٥٨٥]. پس، حصر در عبادت، به معنى متعارف، از اوائل
[٥٨٣] - مجمع البيان، ج ١، ص ١٠٢؛ التفسير الكبير، ج ١، ص ٢٥٣؛ تفسير البيضاوي، ج ١، ص ١٠؛ روح المعاني، ج ١، ص ٨٨.
[٥٨٤] -« چنانكه گفته مىشود: حقّ مرا دادى پس به من نيكى كردى و به من نيكى كردى پسحقّم را دادى».
[٥٨٥] - ر. ك: صفحه ٣٣٨.