موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦١ - فصل سوم در بعض آداب شهادت به الوهيّت است و بيان ارتباط آن با اذان و نماز
فصل سوم در بعض آداب شهادت به الوهيّت است و بيان ارتباط آن با اذان و نماز
بدان كه از براى الوهيّت مقاماتى است كه به حسب جمع به دو مقام تعبير شود: يكى، مقام الوهيّت ذاتيه؛ و ديگر، مقام الوهيّت فعليّه است.
و اگر مقصود از شهادت بر قصر الوهيّت در حق، الوهيّت ذاتيه باشد، حقيقت آن با تكبير قريب به هم مىشود اگر مشتق از «أَلِهَ في الشَّيْءِ» أي: تَحَيَّرَ فيه باشد، يا مشتق از «لاهَ» به معناى «ارْتَفَعَ» باشد، يا مشتق از «لاهَ، يَلُوهُ» به معناى «احْتَجَبَ» باشد. و در اين صورت، ربط آن به اذان و صلات معلوم شود پس از مراجعه به باب تكبير؛ و ادب آن نيز معلوم گردد. و اعاده آن گرچه خالى از بعض فوائد نيست ولى منافى با اختصار است.
و اگر از «ألِهَ» به معنى «عَبَدَ» باشد و مراد «مألوه» به معناى «معبود» باشد، پس سالك بايد شهادت صورى به قصرِ معبوديت را به حق تعالى جلّت عظمته منطبق كند به شهادت قلبى باطنى؛ و بداند كه اگر در قلب، معبود ديگرى باشد، در اين شهادت، منافق است.
پس، با هر رياضتى است شهادت به الوهيّت را به قلب برساند، و از كعبه دل، بتهاى بزرگ و كوچك را كه به دست تصرّف شيطان و نفس امّاره تراشيده شده درهم شكند و فرو ريزد تا لايق حضور حضرت قدس گردد. و تا بتهاى حب دنيا و شؤون دنيويه در كعبه دل است، سالك را راه به مقصد نيست.
پس، شهادت به الوهيت براى اعلان به قواى ملكيه و ملكوتيه است كه