موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٩ - فصل سوم در بيان اركان استعاذه است
الشيطان گويد، و در حقيقت چون تصرّف شيطانى است، استعاذه به شيطان مِنَ اللَّه واقع شود؛ و خود استعاذه عكس مطلوب را محقّق كند، و شيطان، گوينده استعاذه را مسخره كند؛ و اين سخريه نتيجهاش پس از كشف غطا و برچيده شدن پرده طبيعت معلوم شود. و مَثَل چنين شخصى كه استعاذهاش فقط لفظيه است مَثَل كسى است كه از شرّ دشمن جرّارى بخواهد به قلعه محكمى پناه ببرد، ولى خود به طرف دشمن برود و از قلعه روبرگرداند و لفظاً بگويد از شرّ اين دشمن به اين قلعه پناه مىبرم. چنين شخصى علاوه بر آنكه به شرّ دشمن گرفتار شود، به سخريه او نيز دچار گردد.
فصل سوم در بيان اركان استعاذه است
و آن چهار است:
اول، مستعيذ. دوم، مستعاذ منه. سوم، مستعاذ به. چهارم، مستعاذ لاجله.
بدان كه براى اين اركان، تفصيل بسيار است كه از حوصله اين اوراق خارج است، و ما به ذكر مختصرى از آن اكتفاء مىكنيم.
ركن اوّل در «مستعيذ» است. و آن، حقيقت انسانيه است از اول منزل سلوك الى اللَّه تا منتهى النهايه فناى ذاتى، وَإذا تَمَّ الْفَناءُ الْمُطْلَقُ، هَلَكَ الشَّيْطَانُ وَتَمَّ الْاسْتِعَاذَة[٤٣٩].
و تفصيل اين اجمال، آنكه انسان تا در بيت نفس و طبيعت، مقيم است و به سفر روحانى و سلوك الى اللَّه اشتغال پيدا نكرده و در تحت سلطنت شيطانيه به
[٤٣٩] -« چون فناى مطلق حاصل گشت، شيطان هلاك گرديده و استعاذه تحقق يافته است».