موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٩ - فصل سوم در ركوع صلات معراج است
نظر كن اى عزيز به مقام عظمت سلوكِ سرورِ كلّ و هادى سبل صلى الله عليه و آله، كه در حال ركوع، كه نظر به مادون خود است، نور عرش را ببيند؛ و چون نور عرش در نظر اولياء جلوه ذات است بىمرآت، تعيّن نفسى از بين برود و حالت غشوه و صعق دست دهد. پس، ذات مقدّس به عنايات ازلى از آن وجود شريف دستگيرى فرمود، و با الهام حبّى «تسبيح» و «تعظيم» و «تحميد» را به آن ذات مقدّس تلقين فرمود، تا پس از هفت مرتبه- به عدد حجب و عدد مراتب انسان- به خود آمد و حالت صحو براى او دست داد. و در جميع نمازِ معراج اين احوال دوام داشته.
و اكنون كه ما را به خلوت انس راهى نيست و به مقام قدس جايگاهى نه، خوب است عجز و ذلت خود را سرمايه وصول به مقصد و دستاويز حصول مطلوب قرار داده، دست از دامن مقصود برنداريم تا كام دل برآريم[٧٥٠]. و لااقل اگر خود مرد اين ميدان نيستيم، از مردان راه هدايت طلبيم و از روحانيت كمّل اعانت جوييم، شايد بويى از معارف به مشام جان ما برسد و نسيمى از لطايف به كالبد مرده ما بوزد؛ زيرا كه عادت حق تعالى احسان و شيمه او تفضل و انعام است[٧٥١].
و بايد دانست كه ركوع مشتمل است بر «تسبيح» و «تعظيم» و «تحميد»
[٧٥٠] - دست از طلب ندارم تا كام من برآيد/ يا تن رسد به جانان يا جان زتن برآيد
( ديوان حافظ، ص ٢٥٩، غزل ١٩٢)
[٧٥١] - إذْ مِنْ عادتهِ الإحسانُ ومِنْ شيمته التفضّل. ر. ك: صفحه ٤٦٣.