موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٠ - تنبيه اشراقى نكته عدول از غيبت به خطاب
و بلغاء بسيار و موجب حسن كلام، و خود التفات از حالى به حالى رفع سآمت از مخاطب كند و نشاطى تازه به روح او بخشد، ولى چون نماز معراج وصول به حضرت قدس و مرقات حصول مقام انس است، در اين سوره شريفه دستور اين ترقّى روحانى و مسافرت عرفانى را مىدهد. و چون بنده در اول سلوك الى اللَّه در حجب ظلمانيه عالم طبع و نورانيه عالم غيب محبوس و محجوب است، و سفر الى اللَّه خروج از اين حجب است به قدم سلوك معنوى، و در حقيقت مهاجرت الى اللَّه رجوع از بيت نفس و بيت خلق است الى اللَّه و ترك كثرات و رفض غبار غيريت و حصول توحيدات و غيبت از خلق و حضور لدى الربّ است، و چون در آيه شريفه «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» كثرات را منطوى در تحت سطوع نور مالكيت و قاهريت ديد، حالت محو از كثرت و حضور در حضرت دست دهد و با مخاطبه حضوريه و مشاهده جمال و جلال تقديم عبوديت كند و خداخواهى و خدابينى خود را به محضر قدس و محفل انس برساند.
و شايد نكته اين كه با ضمير «إِيَّاكَ» تأديه اين مقصد را مىكند، براى آن باشد كه اين ضمير راجع به ذات است مضمحلًا فيه الكثرات؛ پس، سالك را ممكن است در اين مقام حالت توحيد ذاتى دست دهد و از كثرت اسماء و صفات نيز منصرف و وجهه قلب، حضرت ذات بىحجب كثرات شود. و اين آن كمال توحيد است كه امام موحّدان و سرحلقه عارفان و پيشواى عاشقان و سرسلسله مجذوبان و محبوبان، اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه و اولاده المعصومين- فرمايد: «وكَمالُ التَّوْحيدِ نَفْيُ الصِّفاتِ عَنْه»[٥٧٧]. زيرا كه صفت را وجهه غيريت و كثرت
[٥٧٧] -« كمال توحيد عبارت است از نفى صفات از او».( الكافي، ج ١، ص ١٤٠،« كتابالتوحيد»،« باب جوامع التوحيد»، حديث ٦)