موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩١ - در موعظهاى حسنه
جمال جميل او باز مىدارند و سدّ طريق معارف مىنمايند و قلوب صافى بىآلايش بندگان خدا را كه حق تعالى با دست جمال و جلال خود تخم معرفت در خميره آنها پنهان فرموده و انبياء عظام و كتب آسمانى را فرستاده براى تربيت و تنميه آن، به دنيا و زخارف آن و جهات مادّى و جسمانى و عوارض آن متوجه مىكنند و از روحانيات و سعادات عقليه منصرف مىكنند، و حصر عوالم غيب و جنّتهاى موعوده را مىنمايند به همان مأكولات حيوانيه و مشروبات و منكوحات و ديگر از مشتهيات حيوانى.
اينها گمان كنند كه حق تعالى اين همه بسط بساط رحمت فرموده و با اين همه تشريفات كتابها نازل فرموده و ملائكة اللَّه معظم فرو فرستاده و انبياء عظام مأمور فرموده براى اداره كردن بطن و فرج، غايت معارفشان اين است كه بطن و فرج را در دنيا حفظ كن تا به شهوات آن در آخرت برسى. آن قدرى كه اهميت به جماع پانصد ساله مىدهند به توحيد و نبوّات نمىدهند؛ و تمام معارف را مقدّمه تعمير بطن و فرج مىدانند. و اگر حكيمى الهى يا عارفى ربّانى به روى بندگان خدا بخواهد درى از رحمت باز كند و ورقى از حكمت الهى بخواند، از هيچ نسبت و بدگويى و فحش و تكفيرى به او خوددارى نمىكنند.
اينها به طورى منغمر در دنيا شدند و به شهوات بطن و فرج اهمّيت مىدهند- مِن حيثُ لا يَشعُرون- كه ميل ندارند سعادت ديگرى در دار تحقّق موجود باشد جز شهوات حيوانى، با آن كه اگر سعادت عقليه هم در عالم باشد به بطن و فرج آنها ضررى نمىرساند.
امثال ماهاكه از حدّ حيوانيت تجاوز نكرديم، جز بهشت جسمانى و اداره بطن و فرج چيز ديگر نداريم، و به آن هم با تفضل خداى تعالى اميد است برسيم؛ لكن گمان نكنيم كه سعادت منحصر به آن است و بهشت حق تعالى