موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٨ - فصل ششم در شمّهاى از تفسير سوره مباركه «توحيد»
نكند هرگز حرفى از آن را مگر آن كه حاجت او را مىدهم»[٦٣١]. و اين روايت را در مجمع، قريب به اين مضمون، نقل نموده است[٦٣٢].
فصل ششم در شمّهاى از تفسير سوره مباركه «توحيد»
بدان كه اين سوره شريفه چون نسب حق تعالى است- چنانچه در احاديث شريفه است، از آن جمله در كافى شريف سند به حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- رساند كه فرمود: «يهود سؤال كردند از حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله، گفتند بيان كن براى ما نسب پروردگار خود را. پس، آن حضرت سه روز درنگ فرمود و جواب آنها را نداد. پس از آن نازل شد: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» تا آخر آن»[٦٣٣].- از اين جهت، عقول بشر عاجز است از فهم حقايق و دقايق و اسرار آن؛ ولى با اين وصف، آنچه اهل معرفت را از آن نصيب است و آنچه قلوب اهل اللَّه را از آن بهره است، در ميزان عقل مجرّد نگنجد.
ولَعَمْر الْحبيب[٦٣٤]، اين سوره شريفه از اماناتى است كه سماوات ارواح و اراضى اشباح و جبال انّيات از حمل آن عاجز و درماندهاند؛ و لايق حمل آن جز انسان كامل نيست كه از حدود امكانى تجاوز نموده و از خود بىخود شده باشد.
[٦٣١] - العروة الوثقى، ضمن حبل المتين، ص ٤١٠؛ تفسير القرآن الكريم، صدر المتألّهين، ج ١، ص ١٦٩.
[٦٣٢] - مجمع البيان، ج ١، ص ٦٩٢.
[٦٣٣] - الكافي، ج ١، ص ٩١،« كتاب التوحيد»،« باب النسبة»، حديث ١.
[٦٣٤] - به جان دوست.