موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٦ - فصل دوم در بعضى از آداب و اسرار تكبيرات اذان و اقامه است
تكبير، كبرياى اسم اعظم را به جميع سكنه عوالم غيب و شهادت مملكت داخلى و خارجى اعلان كند؛ و اين خود، اعلان عجز خود از قيام به ثناى ذات مقدس است و اعلام قصور خود از اقامه نماز است؛ و اين خود از امور شامله سلوك و آداب محيطه ثنا و عبادت است كه در تمام احوالِ نماز نصبالعين سالك بايد باشد. و از اين جهت، در اذان و اقامه مكرر ذكر شود و در نماز دائماً تكرار شود؛ در انتقال از هر حالى به حال ديگر اعاده آن شود كه در قلب سالك قصور ذاتىِ خود و عظمت و كبرياى ذات مقدس تمكين پيدا كند.
و از اينجا ادب آن نيز معلوم شود كه بايد سالك در هر تكبيرى قلب و قواى خود را متذكر كند به عجز خود و كبرياى حق. و به وجه ديگر ممكن است كه اين تكبيرات اوّليه اذان هر يك اشاره به مقامى باشد؛ پس اول، اشاره باشد به تكبير از توصيف ذاتاً. و دوم، به تكبير از توصيف وصفاً. و سوم، به تكبير از توصيف اسماً. و چهارم، تكبير از توصيف فعلًا. پس گويى كه سالك گويد: اللَّه اكبر از توصيف ذات يا تجلّيات ذاتيه و از توصيف صفات و اسماء و افعال يا تجلّيات به حسب آنها.
وفي حديث طويلٍ عن أميرالمؤمنين عليه السلام أنَّه قال: «والوَجْهُ الآخَرُ «اللَّهُ أكْبرُ» فيهِ نَفْيُ كَيْفِيَّتِهِ؛ كَأنَّهُ يقُولُ (أي المُؤَذّنُ): اللَّهُ أجلُّ مِنْ أن يُدْرِكَ الْواصِفُونَ قَدْرَ صِفَتِهِ الَّذي هُوَ مَوْصُوفٌ بِهِ؛ و إنّما يَصِفُهُ الْواصِفُونَ صِفَتَهُ عَلى قَدْرِهِمْ لا [على] قَدْرِ عَظَمَتِهِ وَجَلالِهِ. تَعالَى اللَّهُ عَنْ أن يُدرِكَ الْواصِفُونَ صِفَتَهُ عُلُوّاً كبيراً ...»[٢٢١] الحديث.
[٢٢١] -« وجه ديگر« اللَّه اكبر» اين است كه كيفيت و چگونگى را از او نفى مىكند؛ گويى اذان گوينده مىگويد:" خدا والاتر از آن است كه وصف كنندگان صفت او را( آنچنانكه هست) ادراك كنند. وصف كنندگان به قدر ادراك خود او را وصف مىكنند نه به قدر عظمت و جلال او. خدا بسيار برتر از آن است كه وصفگويان صفت او را دريابند ..."».( التوحيد، صدوق، ص ٢٣٨- ٢٣٩؛ بحار الأنوار، ج ٨١، ص ١٣٢، حديث ٢٤)