موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٠ - تنبيه عرفانى در نعت كتاب و نبوّت و شريعت نبىّ ختمى صلى الله عليه و آله
تمانع كنند[٦٥٧]. و فلاسفه و حكماء از آن برهان متين حكمى اقامه كنند از راه الواحِدُ لا يَصْدُرُ مِنْهُ إلّاالْواحِدُ؛ وَالواحِدُ لا يَصْدُرُ إِلّا مِنَ الْواحِد[٦٥٨]. و اهل معرفت نيز از راه آن كه عالم مرآت ظهور و مجلاى تجلّى حقّ است، به طور ديگر استفاده وحدانيت كنند[٦٥٩]، الى غير ذلك كه بيان هر يك به طول انجامد.
و چون اين مقدّمه معلوم شد، بدان كه سوره شريفه «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» چون ساير قرآن از «جوامع كلم» است، و از اين جهت هر كس به طورى از آن استفاده كند؛ چنانچه علماء ادب و ظاهر ضمير «هُوَ» را ضمير شأن، و «اللَّه» را عَلَم ذات، و «أحَد» را به معنى «واحد» يا مبالغه در وحدت دانند؛ يعنى، خدا يكى است؛ يا شريك در الهيّت ندارد؛ يا «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»[٦٦٠]؛ يا در الهيّت و قِدَم ذاتى شريك ندارد؛ يا افعال او واحد است؛ يعنى، همه بر طبق صلاح و احسان است، جرّ نفعى براى خود نكند. و خدا «صمد» است، يعنى سيّد بزرگوارى است كه در حوائج مرجعِ مردم است؛ يا «صمد» است، يعنى جوف ندارد، و چون جوف ندارد، پس تولد از او چيزى نشود. و او خود متولّد از چيزى نشود؛ و احدى نظير و شبيه آن نيست. و اين بيانى است عرفى عاميانه در مقابل كفّار كه خدايان چندى داشتند كه همه موصوف به صفات امكانيه بوده؛ پيغمبر اكرم مأمور شد كه به آنها بفرمايد خداى ما مثل خداى شما نيست، بلكه اوصاف او چنين اوصافى است كه مذكور شد.
[٦٥٧] - ر. ك: شرح المقاصد، ج ٤، ص ٣٦؛ إرشاد الطالبين إلى نهج المسترشدين، ص ٢٥٠.
[٦٥٨] -« از يكى جز يكى صادر نمىشود و يكى جز از يكى صدور نيابد».( ر. ك: الحكمةالمتعالية، ج ٢، ص ٢٠٦، و ج ٦، ص ٩٩)
[٦٥٩] - ر. ك: الفتوحات المكّية، ج ٢، ص ٢٨٨.
[٦٦٠] -« همانند او چيزى نيست».( الشورى( ٤٢): ١١)