موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٥ - ايقاظ ايمانى در موعظت اصحاب سلوك و عبادت
ارشاد خلق مشغولند، كثرت حجاب آنها نيست و از براى آنها مقام برزخيت است.
بنابراين «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» به حسب حالات اين طوايف فرق مىكند:
پس، از ما محجوبان صرف ادّعا و صورت است. پس، اگر تنبّه بر حجاب خود پيدا كنيم و نقصان خود را دريابيم، به هر اندازهاى كه از نقصان خود مطّلع شويم، عبادت ما نورانيت پيدا كند و مورد عنايت حق تعالى شود. و از سالكان به اندازه قدم سلوكْ نزديك به حقيقت است. و از واصلان نسبت به رؤيت حق، حقيقت است؛ و نسبت به رؤيت كثرت صِرف صورت و جرى بر عادت است. و از كاملان صرف حقيقت است؛ پس نه آنها حجاب حقّى دارند و نه حجاب خلقى.
ايقاظ ايمانى: در موعظت اصحاب سلوك و عبادت
بدان اى عزيز كه ما تا در اين حجب غليظ عالم طبيعت هستيم و صرف وقت در تعمير دنيا و لذايذ آن مىكنيم و از حق تعالى و ذكر و فكر او غافل مىباشيم، تمام عبادات و اذكار و قرائات ما بىحقيقت است، نه در «الحمدللَّه» محامد را مىتوانيم به حق منحصر كنيم، و نه در «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» راهى از حقيقت مىپوييم؛ بلكه با اين دعاوى بىمغز در محضر حق تعالى و ملائكه مقرّبين و انبياء مرسلين و اولياء معصومين رسوا و سرشكسته هستيم.
كسى كه زبان حال و قالش مشحون به مدح اهل دنيا است، چطور «الحمدللَّه» گويد؟ و كسى كه وجهه قلبش طبيعى و بويى از الهيّت در آن نيست و اعتماد و اتكالش به خلق است، با چه زبان «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» گويد؟
پس اگر مرد اين ميدانى، دامن همّت به كمر زن و با شدّت تذكّر و تفكّر در عظمت حق و ذلّت و عجز و فقر مخلوق، در اوائل امر اين حقايق و لطايف را كه