موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٧ - فرع فقهى در جواز قصد انشاء در «
گيرد بلكه قرائت صورت- بِما لَها مِنَ الْمَعْنى- كفايت مىكند.
و در روايات شريفه اشاره به اين كه قارى انشاء مىكند دارد؛ چنانچه در حديث قدسى است كه مىفرمايد: «فَإذا قالَ- أيالْعَبْدُ- فِي صَلاتِهِ: بِسْم اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيم، يَقُولُ اللَّه: ذَكَرَنِي عَبْدي. وَإِذا قال: الحْمدُ للَّه، يَقُولُ اللَّه: حَمَدَني عَبْدي ...»[٥٨٧] الى آخره و تا انشاء تسميه و حمد از طرف عبد نباشد، «ذَكَرَني» و «حَمَدني» معنا ندارد. و در احاديث معراج است كه مىفرمايد: «الآن وَصَلْتَ، فَسَمِّ بِاسْمِي»[٥٨٨]. و از حالاتى كه براى ائمّه هدى عليهم السلام در «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» و «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» دست مىداد، و تكرار كردن بعضى از آنها اين آيات را[٥٨٩]، معلوم شود كه انشاء مىنمودند، نه صرف قرائت بوده از قبيل «إسْماعيلُ يَشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه»[٥٩٠].
و اختلاف مراتب نماز اهل اللَّه يكى از مهماتش همين اختلاف مراتب قرائت آنها است؛ چنانچه به شمّهاى از آن سابقاً اشارت رفت. و اين متحقّق نشود مگر آن كه قارى منشئ قرائت و اذكار باشد. و شواهد بر اين معنا بيش از اين است.
[٥٨٧] -« پس چون بنده گفت: بسم اللَّه الرحمن الرحيم، خدا گويد: بندهام مرا ياد كرد. و چونبنده گفت: الحمد للَّه، خدا فرمايد: بندهام مرا سپاس گزارد ...».( شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين، ج ١، ص ٤٨٨)
[٥٨٨] -« اينك رسيدى، نام مرا ياد كن».( علل الشرائع، ص ٣١٥، حديث ١)
[٥٨٩] - از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود:« كرّرت« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» حتّىسمعتها من قائلها». يعنى آيه« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» را تكرار كردم تا اينكه آن را از گويندهاش شنيدم.( أسرار الحكم، ص ٥٢٨؛ و ر. ك: به صفحه ٣٨- ٣٩)
[٥٩٠] - جملهاى است كه امام صادق عليه السلام بر كفن فرزند خود اسماعيل نوشت و معروف است كه اخبارىها( كه جمود بر ظاهر روايات دارند) عين اين جمله را بر كفن اموات خود مىنوشتند.( وسائل الشيعة، ج ٣، ص ٥١،« كتاب الطهارة»،« أبواب التكفين»، باب ٢٩، حديث ١)