موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٢ - فصل ششم در تطبيق است
نيامده بودند، گرچه شفاء مىدادند؛ آنها اطبّاء نفوس و شفاءدهندگان قلوب و ارواحند.
فصل ششم در تطبيق است
يكى از آداب مهمّه قرائت قرآن كه انسان را به نتايج بسيار و استفادات بىشمار نائل كند، «تطبيق» است. و آن، چنان است كه در هر آيه از آيات شريفه كه تفكر مىكند، مفاد آن را با حال خود منطبق كند، و نقصان خود را بهواسطه آن مرتفع كند و امراض خود را بدان شفا دهد. مثلًا، در قصه شريفه حضرت آدم عليه السلام ببيند سبب مطرود شدن شيطان از بارگاه قدس با آن همه سجدهها و عبادتهاى طولانى چه بوده، خود را از آن تطهير كند؛ زيرا مقام قرب الهى جاى پاكان است، با اوصاف و اخلاق شيطانى قدم در آن بارگاه قدس نتوان گذاشت. از آيات شريفه استفاده شود كه مبدأ سجده ننمودن ابليس، خودبينى و عجب بوده كه كوس «أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ»[٣٨٨] زد، و اين خودبينى، اسباب خودخواهى و خودفروشى- كه استكبار است- شد؛ و آن، اسباب خودرأيى- كه استقلال و سرپيچى از فرمان است- شد، پس مطرود درگاه شد. ما از اول عمر، شيطان را ملعون و مطرود خوانديم و خود به اوصاف خبيثه او متّصف هستيم. و در فكر آن برنيامديم كه آنچه سبب مطروديت درگاه قدس است در هر كسى باشد مطرود است؛ شيطان خصوصيتى ندارد، آنچه او را از درگاه قرب دور كرد ما را نگذارد كه به آن درگاه راه يابيم. مىترسم لعنهايى كه به ابليس
[٣٨٨] -« من بهتر از اويم، مرا از آتش، و او را از گل آفريدى».( الأعراف( ٧): ١٢)