موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢ - فصل چهارم در بيان طمأنينه است
شود، در همين عالم از مناجات با حق لذّتها مىبريد كه با هيچيك از لذّات اين عالم طرف نسبت نيست؛ چنانچه از مطالعه احوال اهل مناجات با حق اين مطلب روشن شود.
بالجمله، خلاصه مذاكره ما در اين فصل آن است كه پس از آنكه عظمت و جمال و جلال حق را انسان به برهان يا بيان انبياء عليهم السلام فهميد، قلب را متذكّر آن بايد نمود، و كم كم با تذكّر و توجه قلبى و مداومت به ذكر عظمت و جلال حق خشوع را در قلب وارد بايد نمود تا نتيجه مطلوبه حاصل آيد. و در هر حال سالك نبايد قناعت كند به آن مقامى كه دارد، كه هر مقام براى امثال ماها حاصل شود در بازار اهل معرفت به پشيزى نيرزد و در سوق اصحاب قلوب با خردلى مقابله نكند. سالك بايد در جميع حالات متذكّر نقص و معايب خود باشد؛ شايد راهى به سعادت از اين طريق باز شود. والحمد للَّه.
فصل چهارم در بيان طمأنينه است
و از آداب مهمّه قلبيه عبادات، خصوصاً عبادات ذكريه، طمأنينه است. و آن غير از طمأنينهاى است كه فقهاء- رضوان اللَّه عليهم- در خصوص نماز اعتبار كردهاند. و آن عبارت است از آنكه شخص سالك عبادت را از روى سكونت قلب و اطمينان خاطر بجا آورد؛ زيرا كه اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل بجا آورد، قلب از آن عبادت منفعل نشود و آثارى از عبادت در ملكوت قلب حاصل نشود و حقيقت عبادت، صورت باطنيه قلب نگردد.
و يكى از نكات تكرار عبادات و تكثار اذكار و اوراد آن است كه قلب را از آنها