موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٢ - فصل دوم در آداب قيام است
حق و تقوّم خلق به حق را به باطن قلب برساند. و چون اين حقيقت در قلب سالك متمكّن شد، قرائت او به لسان حق واقع شود و ذاكر و مذكور، خود حق گردد، و بعضى از اسرار قدر بر قلب عارف كشف گردد و «أنْتَ كَما أثْنَيْتَ عَلى نَفْسِك ... وأعُوذُ بِكَ مِنْك»[٢٥٧] به بعض مراتب براى او مكشوف شود و بعضى از اسرار صلات را قلب عارف دريابد؛ چنانچه در نظر نمودن به محل سجود، كه تراب است و نشئه اصليه است، و در خاضع نمودن رقبه و سر به زير انداختن كه لازمه آن است، اشاره به ذُلّ و فقر امكانى و فناى تحت عزّ و سلطان كبريا است؛ «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»[٢٥٨].
و اما آنكه در قرائت، لفظاً اشارت به مقام توحيد فعلى است، در تفسير سوره مباركه حمد تفصيل آن بيايد ان شاء اللَّه[٢٥٩].
فصل دوم در آداب قيام است
و آن، چنان است كه سالك خود را حاضر در محضر حق ببيند و عالم را محضر ربوبيّت بداند و خود را از حضّار مجلس و مقيم بين يدى اللَّه محسوب
[٢٥٧] -« تو همچنان هستى كه خود را ستودهاى ... و از تو به تو پناه مىبرم».( از دعاىرسول اللَّه صلى الله عليه و آله در سجده. الكافي، ج ٣، ص ٣٢٤،« كتاب الصلاة»،« باب السجود و التسبيح و الدعاء فيه»، حديث ١٢) لازم به ذكر است كه در كافى چنين آمده است:« وأعوذ بك منك ... أنت كما أثنيت على نفسك».
[٢٥٨] -« اى مردم! شماييد نيازمندان به خدا و خداست بىنياز ستوده».( فاطر( ٣٥): ١٥)
[٢٥٩] - ر. ك: صفحه ٣٦٣.