موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٤ - تتميم در اعراض دادن نفس است از دنيا
صدد تحصيل آن بيشتر باشد، علاقهاش به آن بيشتر شود و تأسّفش از فقدان آن روزافزون گردد، گويى انسان طالب چيزى است كه به دست او نيست. گمان مىكند طالب فلان حدّ از دنيا است، تا آن را ندارد از آن تعقيب مىكند و در راه آن تحمّل مشاق مىكند و خود را به مهالك مىاندازد؛ همين كه آن حدّ از دنيا را به دست آورد، براى او يك امر عادى مىشود و عشق و علاقهاش مربوط مىشود به چيز ديگرى كه بالاتر از آن است و خود را براى آن به زحمت و مشقّت مىاندازد و هيچگاه عشقش فرو ننشيند، بلكه هر دم روزافزون شود و زحمت و تعبش بيشتر گردد. و اين فطرت و جبلّت را هرگز وقوفى نيست. و اهل معرفت با اين فطرت اثبات بسيارى از معارف كنند كه بيان آن از حوصله اين اوراق خارج است و اشاره به بعض اين مطالب در احاديث شريفه شده؛ چنانچه در كافى شريف از حضرت باقر العلوم عليه السلام روايت نموده كه «مثَل حريص به دنيا مثَل كرم ابريشم است كه هرچه به دور خود آن را بيشتر مىپيچد از خلاص شدن دورتر شود تا آن كه از اندوه بميرد»[١٠٥].
و از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه «مثَل دنيا مثَل آب دريا است كه هرچه انسان تشنه از آن بخورد تشنهتر گردد تا او را بكشد»[١٠٦].
تتميم: در اعراض دادن نفس است از دنيا
پس اى طالب حق و سالك الى اللَّه! چون طائر خيال را رام نمودى و شيطان واهمه را به زنجير كشيدى و خلع نعلين حبّ زن و فرزند و ديگر شؤون دنيوى را
[١٠٥] - الكافي، ج ٢، ص ١٣٤،« كتاب الإيمان و الكفر»،« باب ذمّ الدنيا و الزهد فيها»، حديث ٢٠.
[١٠٦] - همان، حديث ٢٤.