موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٠ - فصل چهارم در ذكر حديث مصباح الشريعه
ربّ جلّ و علا: پس «تسبيح» تنزيه از توصيف و تقديس از تعريف است. و «تعظيم» و «تحميد» خروج از حدّ تشبيه و تعطيل است؛ زيرا كه «تحميد» ظهور در مرائى خلقيّه را افاده كند، و «تعظيم» سلب تحديد را ارائه دهد. پس، او ظاهر است و ظهورى در عالم جز از او نيست، و متلبّس به لباس تعيّنات خلقيّه نيست.
فصل چهارم در ذكر حديث مصباح الشريعه
عن مصباح الشريعة، قال الصادق عليه السلام: «لا يَرْكَعُ عَبْدٌ للَّهرُكُوعاً عَلَى الْحَقيقَةِ، إلّا زَيَّنَهُ اللَّه تَعالى بِنُورِ بَهائِهِ، وَأظَلَّهُ في ظِلالِ كِبْرِيائِهِ، وَكَساهُ كِسْوَةَ أصْفيائِهِ. وَالرُّكوعُ أوَّلٌ، وَالسُّجُودُ ثانٍ، فَمَنْ أتَى بِمَعْنى الأوَّلِ، صَلُحَ لِلثّاني. وَفِي الرُّكوُعِ أدَبٌ، وفي السُّجوُدِ قُرْبٌ؛ وَمَنْ لا يُحْسِنُ الأَدَبَ، لا يَصْلُحُ لِلْقُرْبِ. فَارْكَعْ رُكُوعَ خاضِعٍ للَّهبِقَلْبِهِ، مُتَذَلِّلٍ وَجِلٍ تَحْتَ سُلْطانِهِ، خَافِضٍ لَهُ بِجَوارِحِهِ خَفْضَ خائِفٍ حَزِنٍ عَلى ما يَفُوتُهُ مِنْ فائِدَةِ الرّاكعينَ- وَحُكِيَ أنَّ الرَّبيعَ بن خُثَيْمٍ كان يَسْهَرُ باللَّيْلِ إلَى الْفَجْرِ في رَكْعَةٍ واحِدَةٍ؛ فَإذا هُوَ أصْبَحَ، رَفَعَ (تَزْفَرُ- خ) وَقالَ: آه، سَبَقَ المُخْلِصُونَ وَقُطِعَ بِنا- وَاسْتَوْفِ رُكُوعَكَ بِاسْتِواءِ ظَهْرِكَ. وَانْحَطَّ عَنْ هِمَّتِكَ فِي الْقِيامِ بِخِدْمَتِهِ إلّابِعَوْنِهِ. وَفِرَّ بِالْقَلْبِ مِنْ وَساوِسِ الشَّيْطانِ وَخَدائِعِهِ وَمَكائِدِهِ.
فَإنَّ اللَّه تعالى يَرْفَعُ عِبادَهُ بِقَدْرِ تَواضُعِهِمْ لَهُ؛ وَيَهْديهِمْ إلى اصُولِ التَّواضُعِ و الْخُضُوعِ بِقَدْرِ اطِّلاعِ عَظَمَتِهِ عَلَى سَرائِرِهِم»[٧٥٢].
[٧٥٢] -« هيچ بندهاى براى خدا به حقيقت ركوع نكند مگر آنكه خداوند تعالى او را به نور جمال خود بيارايد و در سايه كبريايش جاى دهد و جامه برگزيدگانش بپوشاند. ركوع اول است، و سجود دوم. هركس حقيقت اول را به جاى آرد، شايستگى دومى را يافته است. در ركوع ادب( عبوديت) است و در سجود قرب( به معبود)؛ و كسى كه به نيكى ادب نگزارد، قرب را نشايد. پس ركوع كسى را به جاى آر كه با دل خاضع براى خدا و تحت سلطه او ذليل و بيمناك است و اعضاى خود را از اندوه و ترس آنكه از بهره ركوع كنندگان بىنصيب گرديده فرود مىآورد. و حكايت شده كه ربيع بن خُثَيم با يك ركوع شب را به صبح مىرساند و چون بامداد مىشد قامت راست مىكرد[ خ ل: ناله مىكرد] و مىگفت:" آه، مخلصان پيشى گرفتند و ما از راه مانديم." و ركوعت را كامل كن به اينكه پشت خود را راست نگاهدارى؛ و از سر اينكه به همّت خويش قيام به خدمت او كنى در گذر كه جز به يارى او( اين تو را ميسر نگردد). و قلباً از وساوس شيطان و خدعهها و نيرنگهايش بگريز كه خداوند تعالى مرتبه بندگان خود را به قدر تواضع ايشان بلند مىدارد؛ و بدان اندازه كه عظمت او بر باطن بندگان آشكار گردد به راههاى فروتنى و كرنش( در برابر خود) هدايتشان مىفرمايد».( مصباح الشريعة، ص ٨٩، الباب الأربعين في الركوع؛ شرح مصباح الشريعة، گيلانى، ص ١٠٣، الباب الخامس عشر في الركوع؛ بحار الأنوار، ج ٨٢، ص ١٠٨، حديث ١٧)