موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٧ - لزوم خروج از افراط و تفريط و جمع بين ظاهر و باطن شريعت
كه آن، ترك غير حق است.
تا سالك را بقايايى از انانيّت است تجلّى حق بر سرّ او نگردد. بلى، گاهى شود كه به مقتضاى سبق رحمت و غلبه جنبه يلىاللهى دستگيرى غيبى از سالك شود و با جذوه الهيه بقايايى اگر از انّيت مانده بسوزد. و شايد در كيفيّت تجلّى حق براى جبل و مندكّ نمودن آن و صعق حضرت موسى اشارتى به آنچه ذكر شد باشد؛ و بين سالك مجذوب و مجذوب سالك نيز اين فرق هست.
لزوم خروج از افراط و تفريط و جمع بين ظاهر و باطن شريعت
و اهل حقيقت از آنچه ذكر شد پى مىبرند به يك نكته دانستنى و مطلب مهمّ- كه جهل به آن سرمنشأ بسيارى از ضلالتها و غوايتها و بازماندن از راه حق است و بر هيچ طالب حق جهل آن روا نباشد و غفلت از آن جايز نيست- و آن اين است كه شخص سالك و طالب حق بايد خود را از افراط و تفريط بعضى از جهله اهل تصوّف و بعضى غفله اهل ظاهر مبرّا كند تا سير الى اللَّه براى او ممكن شود؛ چه كه بعضى از آن طايفه را عقيده بر آن است كه علم و عمل ظاهرى قالبى، حشو است و براى جهّال و عوام است؛ و امّا كسانى كه اهل سرّ و حقيقتند و اصحاب قلوبند و ارباب سابقه حسنا هستند احتياج به اين اعمال ندارند، و اعمال قالبيه براى حصول حقايق قلبيه و وصول به مقصد است؛ و چون سالك به مقصد خود رسيد، پرداختن به مقدّمات تبعيد است و اشتغال به كثرات حجاب است. و طايفه دوم در مقابل اين دسته قيام نمودند و در جانب تفريط افتادند و انكار كلّيه مقامات معنويه و اسرار الهيه را نمودند و جز محض ظاهر و صورت و قشر، ديگر امور را بهكلّى منكر شدند و به تخيّلات و اوهام نسبت دادند. و بين اين دو طايفه لازال كشمكش و مجادله و مخاصمه بوده و هر يك