موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٠ - حجاب آراء فاسده
موسى كليم با مقام بزرگ نبوّت قناعت به آن مقام نكرد و به مقام شامخ علم خود وقوف نفرمود؛ به مجرّد آنكه شخص كاملى را مثل خضر ملاقات كرد با آن تواضع و خضوع گفت: «هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً»[٣٥٩]. و ملازم خدمت او شد تا علومى كه بايد استفاده كند فرا گرفت. حضرت ابراهيم عليه السلام به مقام بزرگ ايمان و علم خاصّ به انبياء عليهم السلام قناعت نكرد، عرض كرد: «رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى»[٣٦٠]. از ايمان قلبى خواست ترقّى كند به مقام اطمينان شهودى.
بالاتر آن كه خداى تبارك و تعالى به جناب ختمى مرتبت- اعرف خلق اللَّه على الاطلاق- دستور مىدهد به كريمه شريفه «وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً»[٣٦١]. اين دستورات كتاب الهى، اين نقل قصههاى انبياء، براى آن است كه ما از آنها تنبّه حاصل كنيم و از خواب غفلت برانگيخته شويم.
حجاب آراء فاسده
يكى ديگر از حجب، حجاب آراء فاسده و مسالك و مذاهب باطله است؛ كه اين گاهى از سوء استعداد خود شخص است و اغلب از تبعيّت و تقليد پيدا شود. و اين از حجبى است كه مخصوصاً از معارف قرآن، ما را محجوب نموده.
مثلًا، اگر اعتقاد فاسدى به مجرّد استماع از پدر و مادر يا بعض از جهله از اهل منبر در دل ما راسخ شده باشد، اين عقيده حاجب شود مابين ما و آيات شريفه الهيه؛ و اگر هزاران آيه و روايت وارد شود كه مخالف آن باشد، يا از ظاهرش
[٣٥٩] -« آيا پيروى( همراهى) تو نمايم تا آنچه را آموختهاى از بصيرت و رشاد به منبياموزى؟».( الكهف( ١٨): ٦٦)
[٣٦٠] -« پروردگارا نشانم بده چگونه مردگان را زنده مىكنى».( البقرة( ٢): ٢٦٠)
[٣٦١] -« و بگو: پروردگارا بر دانش من بيفزا».( طه( ٢٠): ١١٤)