موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٨ - فصل چهارم در ترغيب به اخلاص است
تصديق مرض خويش را دارند، ولى شكم، آنها را نمىگذارد كه به پرهيز و خوردن دواى تلخ اقدام كنند؛ چنانچه طايفه اول مريضانى را مانند كه اصل وجود چنين مريضى و مرضى را در دار تحقّق تصديق نكنند؛ با آنكه خود مبتلا هستند، اصل وجود مرض را انكار كنند.
و يك طايفه آنانند كه به كسب علمى پرداختند و اشتغال به تحصيل معارف علماً پيدا كردند، ولى از حقايق معارف و مقامات اهل اللَّه به اصطلاحات و الفاظ و به زرق و برق عبارات اكتفا نموده خود و عدّهاى بيچاره را در رشته الفاظ و اصطلاحات به زنجير كشيده و از جميع مقامات، قناعت به گفتار نمودهاند. در اينان يكدسته پيدا شود كه خود، خود را مىشناسند، ولى براى ترأّس بر يك دسته بيچاره اين اصطلاحات بىمغز را مايه كسب معيشت قرار دادهاند و با الفاظ فريبنده و اقوال جالبِ توجه صيد قلوب صافيه بندگان خدا را مىكنند.
اينها شياطينى هستند انسى كه ضررشان از ابليس لعين كمتر نيست بر عباد اللَّه.
بيچارگان ندانند كه قلوب بندگان خدا منزلگاه حق است و كسى را حق تصرّف در آن نيست. اينها غاصب منزلگاه حقّند و مخرّب كعبه حقيقى هستند؛ بتهايى تراشند و در دل بندگان خدا، كه كعبه بلكه بيت المعمور است، جايگزين كنند؛ اينها مريضانى هستند كه به صورت طبيب خود را درآورده و آنها را به مرضهاى گوناگون مهلك گرفتار كنند.
و علامت اين طايفه آن است كه به ارشاد اغنياء و بزرگان، بيشتر علاقه دارند تا ارشاد فقراء و درويشان. بيشترِ مريدان اينان از صاحبان جاه و مال است، و خود آنها به زىّ اغنياء و صاحبان جاه و مال هستند. اينها سخنانى بسيار فريبنده دارند، كه خود را در عين حال كه به قذارات دنياويه هزار گونه آلودگى دارند، در نظر مريدان تطهير كنند و از اهل اللَّه قلم دهند. آن بيچارگان ابله نيز چشم خود را