موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٧ - علاج وسوسه
علاج وسوسه
و براى علاج اين مصيبت و داء عضال چارهاى نيست جز آن كه قدرى تفكّر كند در اين امور كه ذكر شد و مقايسه كند عمل خود را با عمل نوع متديّنين و علماء و فقهاء- رضوان اللَّه عليهم-؛ و اگر خود را مخالف با آنها ديد ارغامِ انفِ شيطان كند و بىاعتنايى به آن پليد نمايد. و چند مرتبه كه شيطان وسوسه كرد كه عملت باطل است، جواب دهد كه اگر عمل همه فقهاى امّت باطل شد، عمل من نيز باطل باشد، اميد است چندى كه مخالفت شيطان نمود و در ضمن به حق تعالى با عجز و نياز از شرّ او پناه برد، اين مرض رفع شود و شيطان، چشم طمعش از او بريده گردد؛ چنانچه براى دفع كثرت شك، كه آن نيز از القائات شيطان است، در روايات شريفه همين دستور را دادند:
در كافى شريف سند به حضرت باقر العلوم عليه السلام رساند كه گفت: «وقتى كه زياد شد شكّت در نماز، ممضى دار نماز را؛ يعنى اعتنا به آن مكن، اميد است كه رها كند تو را؛ همانا اين نيست مگر از شيطان»[٢٨١].
و در روايت ديگر است كه حضرت باقر يا حضرت صادق عليهما السلام مىفرمايند:
«عادت ندهيد شيطان را به خودتان به شكستن نماز، پس به طمع بيندازيد او را؛ زيرا كه شيطان پليد است، معتاد است به آنچه عادت داده شد». زراره گويد كه فرمود: «همانا مىخواهد آن خبيث كه اطاعت شود، پس وقتى كه عصيان شد، عود نمىكند به كسى از شماها»[٢٨٢].
[٢٨١] - الكافي، ج ٣، ص ٣٥٩،« كتاب الصلاة»،« باب من شكّ في صلاته كلّها ولم يدر زاد أو نقص ...»، حديث ٨.
[٢٨٢] - همان، حديث ٢.