موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٥ - تفسير «
عزيزم! انسان با يك مرض حصبه و ضعف قواى دماغيه، تمام معلوماتش را فراموش مىكند مگر چيزهايى را كه با شدّت تذكّر و انس با آنها جزءِ فطريات ثانويه او شده باشد، و اگر يك حادثه بزرگى و هائله سهمناكى پيش آيد انسان از بسيارى از امور خود غفلت كند و خط نسيان به روى معلومات او كشيده مىشود، پس در آن اهوال و شدايد و سكرات موت چه خواهد شد؟ و اگر سمعِ قلب باز نشده باشد و دل، سميع نباشد، تلقين عقايد حين موت و بعد از موت به حال او نتيجهاى ندارد. تلقين براى كسانى مفيد است كه دل آنها از عقايد حقّه با خبر است و سمعِ قلب آنها باز است، و در اين سكرات و شدائد فى الجمله غفلتى حاصل شده باشد، اين وسيله شود كه ملائكة اللَّه به گوش او برسانند؛ ولى اگر انسان كر باشد و گوشِ عالم برزخ و قبر نداشته باشد، هرگز تلقين را نمىشنود و به حال او اثر نكند. و در احاديث شريفه به بعض آنچه گفته شد اشاره شده است[٥٣٦].
تفسير «
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ~p class="KalamateKhas٢" style="color:#١FA٣EC;"~»قوله تَعالى: «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» بدان كه از براى جميع اسماء و صفات حق تعالى- جلّ و علا- به طور كلى دو مقام و دو مرتبه است:
يكى، مقام اسماء و صفات ذاتيه[٥٣٧] كه در حضرت واحديّت ثابت است؛ چون
[٥٣٦] - ر. ك: صفحه ٢٤- ٢٥؛ شرح چهل حديث، امام خمينى قدس سره، ص ٤٨٠.
[٥٣٧] - قولنا: يكى مقام اسماء و صفات ذاتيه. اقول: از براى اسماء و صفات ذاتيه دو اطلاقاست: گاهى اطلاق شود به مقام واحديت در مقابل تجلّى فعلى، چنانچه اينجا منظور است و گاهى اطلاق شود در مقابل اسماء صفاتيه و افعاليه كه اقسام تثليث شود، پس اسماء ذاتيه اسماء ثابته در مقام احديت شود.[ منه عفي عنه]