موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٥ - فصل پنجم ذكر بعض درجات ديگر اخلاص
لِعَمَلِهِ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً فَيوجِبَ بِهِ عَلى رَبِّهِ مُكافاةً لِعَمَلِه»[٣١٥].
درجه ديگر اخلاص، تصفيه عمل است از استكثار و خشنودى به آن و اعتماد و دلبستگى بدان. و اين نيز از مهمّات سلوك سالك است كه او را از قافله سالكان الى اللَّه باز دارد و به سجن مظلم طبيعت محبوس كند. و اين نيز از شجره خبيثه شيطانيه رويد، و از خودخواهى است كه از ارث شيطانى مىباشد كه «خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ^»[٣١٦] گفت و اين از جهل انسانى است به مقام خود و مقام معبود- جلّت عظمته-.
اگر بيچاره ممكن، مقام نقص و عجز و ضعف و بيچارگى خود را بداند و مقام عظمت و بزرگوارى و كمال حق را بشناسد، هرگز عمل خود را بزرگ نبيند و خود را قائم به امر محسوب ندارد. بيچاره، عملى را كه در بازار دنيا براى يك سال او بيش از چند تومان ارزش قائل نيستند اگر از صحّت و اجزاء آن مأمون باشند، از دو ركعت آن توقّعهاى غير متناهى دارد. اين خشنودى و استكثار عمل است كه مبدأ بسيارى از مفاسد اخلاقى و اعمالى است كه ذكرش به طول انجامد.
در احاديث شريفه بدين مطلب اشاره فرمودهاند؛ چنانچه در كافى شريف سند به حضرت موسى بن جعفر- سلام اللَّه عليهما- رساند إنَّهُ قالَ لِبَعْضِ وُلْدِهِ: «يا بُنَيَّ، عَلَيْكَ بِالْجِدِّ؛ ولا تُخْرِجَنَّ نَفْسَكَ مِنْ حَدِّ التَّقْصيرِ في عِبادَةِ اللَّه عَزَّ وَجَلَ
[٣١٥] -« كمترين ميزان اخلاص اين است كه بنده تمام توان خود را( براى خشنودى خداوند) به كار گيرد و كار خود را نزد خداوند در خور پاداشى نداند كه آن را بر پروردگار خود فرض شمرد».( مصباح الشريعة، ص ٣٧، الباب السادس عشر في الإخلاص)
[٣١٦] -« مرا از آتش و او را از گل آفريدهاى».( الأعراف( ٧): ١٢؛ ص( ٣٨): ٧٦)