موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٤ - فصل ششم در تطبيق است
و در حديث است كه «عَليٌّ عَيْنُ اللَّهِ وَيَدُ اللَّه»[٣٩٣] .... إلى غير ذلك. و در حديث است كه «نَحْنُ أسْماؤُهُ الْحُسْنى»[٣٩٤]. و در اين خصوص، شواهد عقليه و نقليه فراوان است.
بالجمله، كسى كه بخواهد از قرآن شريف، حظّ وافر و بهره كافى بردارد، بايد هر يك از آيات شريفه را با حالات خود تطبيق كند تا استفاده كامله كند. مثلًا، در آيه شريفه در سوره «انفال» فرمايد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»[٣٩٥] إلى آخره، شخص سالك بايد اين اوصاف ثلاثه را ببيند با او منطبق است؟ آيا وقتى ذكر خدا مىشود، قلب او فرو مىريزد و ترسناك مىشود؟ و وقتى آيات شريفه الهيه بر او خوانده مىشود، نور ايمان در قلبش افزايش پيدا مىكند؟ و اعتماد و توكّلش به حق تعالى است؟ يا در هر يك از مراتب، راجل، و از هر يك از اين خواصّ، محروم است. اگر بخواهد بفهمد كه از حق، ترسناك است و قلبش از ترس خداوند فرو مىريزد، به اعمال خود نظر كند. انسان ترسناك در محضر كبريايى جسارت به مقام مقدّسش نكند و در حضور حضرت حق هتك حرمات الهيه ننمايد. اگر با آيات الهيه ايمان قوى شود، نور ايمان به مملكت ظاهرش نيز سرايت كند.
ممكن نيست قلب، نورانى باشد، و زبان و كلام و چشم و نظر و گوش و استماع،
[٣٩٣] - الكافي، ج ١، ص ١٤٥،« كتاب التوحيد»،« باب النوادر»، حديث ٨.
[٣٩٤] -« ماييم اسماى حسناى خدا».( الكافي، ج ١، ص ١٤٣،« كتاب التوحيد»،« باب النوادر»، حديث ٤)
[٣٩٥] -« مؤمنان كسانىاند كه چون نام خدا در ميان آيد، دلهايشان بيمناك گردد، و چون آياتخدا بر آنان تلاوت شود، بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توكل دارند».( الأنفال( ٨): ٢)