موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٨ - تتميم و نتيجه نتيجه كلام در استعاذه
و چون بنده سالك، غير حق تعالى مَفزع و پناهى نديد و تصرّف در امور را منحصر به ذات مقدّسش دانست، حالت انقطاع و الجاء و توكّل در قلب پيدا شود و استعاذه او حقيقت پيدا كند. و چون از روى حقيقت به حصن حصين ربوبيّت و الوهيت پناه برد، ناچار او را پناه دهد با فضل واسع و رحمت كريمانه، إنّهُ ذُوفَضْلٍ عَظيم.
تتميم و نتيجه: نتيجه كلام در استعاذه
از مطالب فصل سابق معلوم شد كه حقيقت «استعاذه» عبارت است از حالت و كيفيّت نفسانيهاى كه از علم كامل برهانى به مقام توحيد فعلى حق و ايمان به اين مقام حاصل شود؛ يعنى، پس از آنكه به طريق عقلِ منوّر با برهان متين حِكْمى و شواهد نقليه مستفاده از نصوص قرآنيه و اشارات و بدايع كتاب الهى و احاديث شريفه فهميد كه سلطنت ايجاديه و استقلال در تأثير، بلكه اصل تأثير، منحصر است به ذات مقدس الهى، و ديگر موجودات را شركت در آن نيست- چنانچه در محل خود مقرّر است- بايد دل را از آن آگاه كند و با قلم عقل به لوح قلب، حقيقت لا إلهَ إلّااللَّهُ ولا مؤَثِّرَ في الْوُجُودِ إلَّااللَّه را بنويسد. و چون قلب به اين لطيفه ايمانيه و حقيقت برهانيه ايمان آورد، در آن حالت انقطاع و التجايى حاصل شود؛ و چون شيطان را قاطع طريق انسانيت و دشمن قوى خود يافت، حالت اضطرارى حاصل شود كه اين حالت قلبى حقيقت استعاذه است. و چون زبان، ترجمان قلب است، آن حالت قلبيه را با كمال اضطرار و احتياج به زبان آورد و أعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشّيْطانِ الرَّجيم را از روى حقيقت گويد. و اگر در قلب از اين حقايق اثرى نباشد و شيطان متصرّف قلب و ساير مملكت وجوديه او باشد، استعاذه نيز از روى تصرّف و تدبير شيطان واقع شود؛ و در لفظ، استعاذه باللَّه مِنَ