موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٢ - فصل اوّل در بيان آداب اجمالى طهور است
شستوشو نمود، بايد اشتغال پيدا كند به تطهير قلب، كه امّ القرى [است] و به صلاح آن، همه ممالك، صالح، و به فساد آن، همه فاسد مىشوند. و قذارت عالم قلب مبدأ تمام قذارات است. و آن عبارت از تعلّق به غير حق و توجه به خود و عالم است. و منشأ آن حبّ دنيا، كه بالاترين خطاها است، و حبّ نفس، كه مادر همه امراض است، مىباشد. و تا ريشه اين محبّت در قلب سالك است، از محبّت اللَّه اثرى در آن حاصل نشود و راهى به سرمنزل مقصد و مقصود پيدا نمىكند. و تا سالك را بقايايى از اين محبّت در قلب است، سير او الى اللَّه نيست بلكه الى النفس و الى الدنيا و الى الشيطان است. پس، تطهير از حبّ نفس و دنيا، اوّل مرتبه تطهير سلوك الى اللَّه است حقيقتاً؛ چون قبل از اين تطهير، سلوك الى اللَّه نيست و به مسامحه گفته شود سالك و سلوك.
و پس از اين منزل، منازلى است كه از هفت شهر عشق عطّار پس از آن نمونهاى حاصل؛ و آن قائل سالك در خم يك كوچه خود را ديده، و ما در پشت سورها و حجابهاى ضخيم واقعيم و آن شهرها و شهريارها را جزء بافتهها گمان مىكنيم. من با شيخ عطّار يا ميثم تمّار كار ندارم ولى اصل مقامات را انكار نمىكنم و صاحب آنها را از جان و دل طلبكارم و در اين محبّت اميد فرج دارم، تو خود هرچه خواهى باش و با هر كه خواهى پيوند.
| «مدعى خواست كه آيد به تماشاگه دوست[١١٢] | دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد»[١١٣] | |