موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥١ - فصل پنجم در بيان تفكر است
شريف سُبُل سلامت و معدن نور مطلق و طريق مستقيم را طلب كند؛ چنانچه در آيه شريفه سابقه اشاره به آن شد[٣٨٥]. و چون شخص قارى مقصد را يافت، در تحصيل آن بينا شود و راه استفاده از قرآن شريف بر او گشوده، و ابواب رحمت حق بر او مفتوح گردد، و عمر كوتاه عزيز خود و سرمايه تحصيل سعادت خويش را صرف در امورى كه مقصود به رسالت نيست نكند و از فضول بحث و كلام در چنين امر مهمّى خوددارى كند.
و چون مدّتى چشم دل را به اين مقصود افكند و از ديگر امور صرفنظر كرد، چشم دل بينا گردد و حديد شود، و تفكّر در قرآن براى نفس عادى شود و طرق استفاده بازگردد و ابوابى بر او مفتوح شود كه تاكنون نبوده، و مطالب و معارفى از قرآن استفاده كند كه تاكنون به هيچ وجه نمىكرده؛ آنوقت شفاء بودن قرآن را براى امراض قلبيه مىفهمد، و مفاد آيه شريفه «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً»[٣٨٦] و معنى قول اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- را كه مىفرمايد: «وَتَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ؛ فإنَّهُ رَبيعُ الْقُلُوب، واسْتَشْفُوا بِنُورِهِ؛ فَإنّهُ شِفاءُ الصُّدُور»[٣٨٧] ادراك مىكند. و از قرآن شريف فقط شفاء امراض جسمانيه را طلب نمىكند، بلكه عمده مقصد را شفاء امراض روحانيّه كه مقصدِ قرآن است قرار مىدهد. قرآن براى شفاء امراض جسميه نازل نشده، گرچه شفاء امراض جسميه به او حاصل شود؛ چنانچه انبياء عليهم السلام نيز براى شفاء جسمانى
[٣٨٥] - اشاره به كريمه شريفه سابقه است:« قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ».[ منه قدس سره]
[٣٨٦] -« ما از قرآن آنچه را كه براى مؤمنان شفا و رحمت است نازل مىكنيم و آن ستمكاران راجز زيان نمىافزايد».( الإسراء( ١٧): ٨٢)
[٣٨٧] -« قرآن را فراگيريد كه بهار دلهاست و از نور آن شفا بجوييد كه شفاى سينههاست».( نهج البلاغة، ص ١٦٤، خطبه ١١٠)