موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٤ - فصل دوم در بعض آداب استعاذه است
دانيم؛ زيرا كه ذكر خير اصحاب ولايت و معرفت موجب محبّت و تواصل و تناسب شود؛ و اين تناسب باعث تجاذب شود؛ و اين تجاذب باعث تشافع شود كه ظاهرش اخراج از ظلمتهاى جهل به انوار هدايت و علم است، و باطنش ظهور به شفاعت است در عالم آخرت؛ چه كه شفاعت شفعاء بىتناسب و تجاذب باطنى صورت نگيرد و از روى جزاف و باطل نخواهد بود.
بالجمله، گرچه تخليص به اين مرتبه كامله براى غير كمّل از اولياء و اصفياء- عليهم الصلاة و السلام- صورت نگيرد، بلكه مقام كمال اين مرتبه از مختصّات نبىّ ختمى و قلب خالص نورانى احدى احمدى جمعى محمّدى صلى الله عليه و آله و سلم است بالأصاله، و از براى كمّل و خلّص اهل بيت او است بالتبعيه، ولى مؤمنان و مخلصان نيز نبايد از همه مراتب آن چشم پوشيده، قناعت كنند به اخلاص صورى عملى و خلوص ظاهرى فقهى؛ زيرا كه وقوف در منازل از شاهكارهاى ابليس است كه به سر راه انسان و انسانيت نشسته و او را با هر وسيله هست از عروج به كمالات و وصول به مدارج باز مىدارد. پس، بايد همت را بزرگ كرده و اراده را قوّت داده بلكه اين نور الهى و لطيفه ربّانيه از صورت به باطن و از ملك به ملكوت سرايت كند. و به هر مرتبهاى از اخلاص كه انسان نائل شود، به همان اندازه در پناه حق رفته و حقيقت استعاذه متحقق شده و دست تصرف ديو پليد و شيطان از انسان كوتاه گردد.
پس، اگر صورت ملكيه انسانيه را براى خدا خالص كردى و جيوش ظاهريه دنياويه نفس را كه عبارت است از قواى متشتّته در ملك بدن، به پناه حق بردى و اقاليم سبعه ارضيه را كه چشم و گوش و زبان و بطن و فرج و دست و پا است، تطهير از قذارات معاصى نمودى و به تصرف ملائكة اللَّه كه جيوش الهيهاند دادى، كم كم اين اقاليم حقّانى شود و به تصرف حق متصرف گردد تا آنجا كه