موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٤ - شهادت به ولايت و إمارت مؤمنين
در حديث احتجاج وارد است كه قاسم بن معاويه گفت كه به حضرت صادق عرض كردم كه اهل سنت حديثى در معراج نقل كنند كه چون رسول خدا را به معراج بردند، ديد بر عرش لا إِله إِلّا اللَّه، مُحَمّدٌ رَسُولُ اللَّه، أَبوبكرٍ الصديقُ.
فرمود: «سبحان اللَّه، تغيير دادند هر چيز را حتى اين را؟» گفتم: آرى. فرمود:
«خداى عزّ وجلّ چون خلق فرمود عرش را، نوشت بر اولا إله إلّااللَّه، مُحمّدٌ رَسُولُ اللَّه، عَليٌّ أَميرُ المؤمنينَ". پس ذكر فرمود كتابت اين كلمات را بر آب و كرسى و لوح و جبهه اسرافيل و دو جناح جبرائيل و اكتاف آسمانها و زمينها و سر كوهها و بر شمس و قمر». پس فرمود: «وقتى يكى از شما گفت:" لا إِله إِلّا اللَّه، مُحَمّدٌ رَسُولُ اللَّهِ"، بگويد:" عَليٌّ أَميرُ المؤمنينَ"»[٢٤٧].
بالجمله، اين ذكر شريف مطلقاً پس از شهادت به رسالت، مستحب است؛ و در فصول اذان، بالخصوص، بعيد نيست كه مستحب باشد، گرچه به واسطه تكذيب علماء اعلام اين روايات را، احتياط اقتضاء كند كه به قصد قربت مطلقه گويند نه خصوصيت در اذان.
و اما نكته عرفانيّه براى نوشتن اين كلمات بر جميع موجودات از عرش اعلا تا منتهاى ارضين، آن است كه حقيقت خلافت و ولايت، ظهور الوهيّت است؛ و آن، اصل وجود و كمال آن است. و هر موجودى كه حظّى از وجود دارد، از حقيقت الوهيّت و ظهور آن، كه حقيقت خلافت و ولايت است حظّى دارد؛ و لطيفه الهيه در سرتاسر كائنات از عوالم غيب تا منتهاى عالم شهادت بر ناصيه همه ثبت است. و آن لطيفه الهيه حقيقت «وجود منبسط» و «نفَس الرحمان» و «حقّ مَخْلوقٌ بِه» است كه بعينه باطن خلافت ختميه و ولايت
[٢٤٧] - الاحتجاج، ج ١، ص ٣٦٥، حديث ٦٢.