موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٤ - حجاب آراء فاسده
رُشْداً»[٣٦٥] مذكور است- و كيفيّت جواب خضر و عذرخواهىهاى حضرت موسى، بزرگى مقام علم و آداب سلوك متعلّم با معلّم را كه شايد بيست ادب در آن هست، استفاده كند، اين چه ربط به تفسير دارد تا تفسير به رأى باشد. و بسيارى از استفادات قرآن از اين قبيل است.
و در معارف، مثلًا، اگر كسى از قول خداى تعالى: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ^» كه حصر جميع محامد و اختصاص تمام اثنيه است به حق تعالى، استفاده توحيد افعالى كند و بگويد از آيه شريفه استفاده شود كه هر كمال و جمال و هر عزّت و جلالى كه در عالم است و چشم احول و قلب محجوب به موجودات نسبت مىدهد از حق تعالى است و هيچ موجودى را از خود چيزى نيست، و لهذا محمدت و ثنا خاصّ به حق است و كسى را در آن شركت نيست، اين چه مربوط به تفسير است تا اسمش تفسير به رأى باشد يا نباشد.
الى غير ذلك از امورى كه از لوازم كلام استفاده شود كه مربوط به تفسير به هيچوجه نيست.
علاوه بر آن كه در تفسير به رأى نيز كلامى است، كه شايد آن غير مربوط به آيات معارف و علوم عقليه كه موافق موازين برهانيه است و آيات اخلاقيه كه عقل را در آن مدخليت است باشد؛ زيرا كه اين تفاسير مطابق با برهان متين عقلى يا اعتبارات واضحه عقليه است، كه اگر ظاهرى بر خلاف آنها باشد لازم است آن را از آن ظاهر مصروف نمود. مثلًا، در كريمه شريفه «وَ جاءَ رَبُّكَ»[٣٦٦]
[٣٦٥] -« آيا پيروى( همراهى) تو نمايم تا آنچه را آموختهاى از بصيرت و رشاد به منبياموزى؟».( الكهف( ١٨): ٦٦)
[٣٦٦] -« و آمد پروردگارت ...».( الفجر( ٨٩): ٢٢)