موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٢ - نكته عرفانيه راجع به حديث معراج
نكته عرفانيه: راجع به حديث معراج
در حديث شريف علل، كه صلاةِ معراج را تفصيل مىدهد و توصيف مىكند، وارد است كه پس از آن كه رسول خدا با محمل نورى كه از جانب ربّ العزّة نازل شده بود به مصاحبت جبرئيل عروج كردند و به آسمان سوم رسيدند، ملائكه فرار كردند و سجده نمودند و تسبيح گفتند و جبرئيل گفت: «أَشْهَدُ أنّ محَمّداً رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ». ملائكه مجتمع شدند و سلام بر رسول خدا كردند، و از حال حضرت اميرالمؤمنين سؤال كردند، و درهاى آسمان گشوده شد و حضرت، عروج به آسمان چهارم فرمودند، و در آنجا ملائكة اللَّه چيزى نگفتند. پس، ابواب آسمان گشوده شد و ملائكه مجتمع شدند و جبرئيل بقيه اقامه را گفت ... الحديث[٢٤٢].
و از تفسير عيّاشى نيز قريب به اين مضمون وارد شده[٢٤٣]. و از اين حديث معلوم شود كه ملائكه هيچيك از آسمانها طاقت مشاهده جمال احمدى ندارند، و به رؤيت آن نور مقدّس به سجده بيفتند و متفرّق شوند و توهّم نور حق مطلق كنند؛ و با فصول اذان و اقامه به انس رجوع كنند، و ابواب سماوات مفتوح گردد و رفع حجب شود.
پس، سالك بايد به واسطه اين شهادات، از احتجابات بيرون آيد، و در شهادت به رسالت از احتجاب تعيّن خلقى به كلى خارج شود؛ چه كه مقام رسالت را كه براى اشرف الخليقه ثابت نمود، مقام فناى مطلق و لا استقلالى تامّ
[٢٤٢] - علل الشرائع، ص ٣١٢،« باب علل الوضوء و الأذان و الصلاة»، حديث ١.
[٢٤٣] - تفسير العيّاشي، ج ١، ص ١٥٧، حديث ٥٣٠.