مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨١ - سرمایه داری و سوسیالیسم از دیدگاه اسلام
١. ارزش هرچیزی به واسطه مقدار کاری است که بر روی آن صورت گرفته است؛ یعنی اولًا مالیت و ارزش به واسطه کار پیدا میشود؛ و ثانیاً مقدار و میزان ارزش تابع مقدار و میزان کاری است که روی یک کالا صورت میگیرد.
٢. سودی که کارفرما میبرد محصول کاری است که کارگر کرده و طبعاً به کارگر تعلق دارد. این سود، ارزش اضافی بر مزد است و بدون دلیل، سرمایهدار آن را به خود اختصاص داده است.
مقدمه اول نظریهای است که علمای مکتب اقتصاد کلاسیک امثال آدام اسمیت و ریکاردو آن را ابراز داشتند و کارل مارکس از آنها پیروی کرده است. ولی نظریه دوم یعنی نظریه ارزش اضافی ظاهراً از ابتکارات خود کارل مارکس است (هرچند میتوان گفت که نظر دوم لازمه و نتیجه روشن نظر اول است). اما راجع به خود ارزش، یعنی راجع به منشأ ارزش: در باب ارزش چند جور میتوان نظر داد [١]:
الف. ارزش اشیاء ذاتی آنهاست. بعضی امور ذاتاً با ارزشاند و بعضی ذاتاً بی ارزش. امور با ارزش نیز ذاتاً با یکدیگر متفاوتند. ارزش اشیاء با ذات و ماهیت آنها مرتبط است.
این نظریه بالضروره باطل است، زیرا ارزش اشیاء مربوط به اشیاء فی حدّ نفسها نیست نظیر وزن و حجم و صلابت، مربوط است به اشیاء از آن نظر که با انسان مرتبط میباشند. اگر انسان نباشد ارزش به معنی اینکه اشیاء قابل تقویم باشند نیز نیست.
ب. ارزش اشیاء صرفاً قراردادی و اعتباری است. ارزش اشیاء به هیچ نحو مربوط به یکی از صفات ذاتی اشیاء یا صفات عرضی و عارضی آنها- از قبیل شکل و صورتی که بالطبع یا با عمل انسان دارا میباشند- نیست، بلکه بشر همان طوری
[١] احتمالات باب ارزش:
الف. ارزش اشیاء یک صفت ذاتی است.
ب. ارزش مربوط است به عمل و کاری که در ایجاد آنها صورت گرفته است (علت).
ج. مربوط است به اثری که بر اشیاء مترتب است (معلول).
د. مربوط است به اثر به علاوه در دسترس نبودن.
ه. صرفاً قراردادی و اعتباری است و چون مکتب سوداگران به مبادله زیاد اهمیت میدادند تقریباً نظر آنها این بود که مبادله ایجاد ارزش میکند.
و. فیزیوکراتها گفتند مبادله موجد ارزش نیست بلکه طبیعت موجد ارزش است.