مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧ - آیا دولت می تواند مالک باشد؟
شخص حقیقی میتواند مالک باشد. بنا بر این نظریه اشکالات زیادی پیدا میشود.
بعضیها مثل آقای مهندس طاهری کار را به آنجا رسانده بودند- و ما گفتیم حرف خیلی بعیدی هم نیست- که نه تنها دولت میتواند مالک بشود، بلکه حتی میتواند ربا هم بخورد. این احتمال وجود دارد که رباخوردن دولت مانعی ندارد چون به منزله پدر مردم است. این نوع تنقیح مناط را عرض کردیم بعضی میگویند ولی اینها میگویند اصلًا دولت چیزی نیست. پس هر مالی که در دست دولت است، خودش مالک آن نیست و در واقع مال افراد دیگر است و چون افراد دیگر را ما نمیشناسیم، مجهول المالک است. آنوقت در سرمایههای دولتی میآیند معامله مجهول المالک میکنند که آن دیگر از این حسابها خارج است، مثل مالی است که انسان پیدا کرده باشد. ولی کسانی که دولت را مالک میدانند، قهراً راه حلهای آنها با راه حلهای کسانی که مالک نمیدانند فرق میکند. و آنچه که ما ذکر میکنیم و نظر بعضی از مراجع تقلیدی که شما از آنها تقلید میکنید [١] این است که دولت صلاحیت مالکیت دارد. استدلالشان این است که شما میگویید دولت یا هر مؤسسه عامی وجود حقیقی ندارد و چیزی که وجود حقیقی ندارد چطور میتواند مالک باشد؟ جواب این است که خود مالکیت هم وجود حقیقی ندارد و یک امر اعتباری است. یک وقت ما میخواهیم یک امر حقیقی را برای یک امر اعتباری ثابت بکنیم و یک وقت میخواهیم یک امر اعتباری را برای یک امر اعتباری ثابت بکنیم. دولت، وجودش وجود اعتباری است. مالکیت هم وجودش وجود اعتباری است. اینها یک سلسله اعتبارات یعنی قراردادهاست و به قول روسو قراردادهای اجتماعی است که افراد بشر این قراردادها را به منزله امر واقعی فرض میکنند برای ترتیب دادن یک سلسله آثار. هدف، ترتیب دادن آن آثار است ولی تا این امر قراردادی را اعتبار نکنند نمیتوانند آن آثار را ترتیب بدهند. مثال واضحش مسئله ریاست و مرئوسیت است در تشکیلات اداری بهطور کلی. مثلًا ما فردی را رئیس جلسه خودمان قرار میدهیم. آیا با این قرارداد، او در واقع و تکوین در رأس ما قرار میگیرد؟ یعنی در شخصیت واقعی او تغییری پیدا میشود و در شخصیت واقعی ما تغییر دیگری؟ یا ما برای او یک نوع مافوقیت و مقام فرماندهی نظیر فرماندهی رأس نسبت به بدن فرض
[١] [ظاهراً مقصود امام خمینی (ره) است.]