مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - شورای فقهی
اگر شورای علمی در فقاهت پیدا شود و اصل تبادل نظر بهطور کامل جامه عمل بپوشد، گذشته از ترقی و تکامل که در فقه پیدا میشود بسیاری از اختلاف فتواها از بین میرود.
چارهای نیست، اگر مدعی هستیم که فقه ما نیز یکی از علوم واقعی دنیاست باید از اسلوبهایی که در سایر علوم پیروی میشود پیروی کنیم. اگر پیروی نکنیم معنایش این است که از ردیف علوم خارج است.
پیشنهادهای مفید و لازم دیگری هم داشتم که وقت گذشت و نمیتوانم ذکر کنم، زیرا در حدود سه ربع ساعت دیگر وقت میگیرد، و میدانم راه بعضی از آقایان دور است تا به منزل برسند.
آیهای که در طلیعه سخن خواندم این آیه کریمه بود: فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ کلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیتَفَقَّهوا فِی الدّینِ وَ لِینْذِروا قَوْمَهُمْ اذا رَجَعوا الَیهِمْ لَعَلَّهُمْ یحْذَرونَ. این آیه کریمه صریحاً دستور میدهد که گروهی از مسلمین میبایست در دین تفقّه کنند و دیگران را از تفقّه خود بهرهمند سازند.
تفقّه از ماده «فقه» است. معنای فقه، مطلق فهم نیست، بلکه فهم عمیق و بصیرت کامل به حقیقت یک چیز را فقه میگویند. «راغب» در مفردات میگوید: «الفقه هو التوصل الی علم غائب بعلم شاهد» یعنی فقه این است که از یک امر ظاهر و آشکار به یک حقیقت مخفی و پنهان پی برده شود. در تعریف «تفقّه» میگویند: «تَفَقَّهَ اذا طَلَبَهُ فَتَخَصَّصَ بِهِ» یعنی طلب کرد چیزی را و در آن تخصص پیدا کرد.
این آیه به مسلمانان میگوید که در فهم دین سطحی نباشند، عمیق فکر کنند، به معنا و روح دستورها پی برند.
این آیه کریمه مدرک اجتهاد و فقاهت است و همین آیه کریمه سند پیشنهادهای ماست. همچنانکه به حکم این آیه کریمه بساط اجتهاد و تفقّه در اسلام پهن شده است، به حکم همین آیه باید این بساط گستردهتر شود، به ضرورتها بیشتر توجه شود، شورای فقهی عملًا وارد کار شود، تک رویها منسوخ گردد، رشتهها تخصصی شود تا فقه ما راه تکامل خود را ادامه دهد.