مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠ - روش فقهی
٤. یک قرن اخیر.
بحث در این دورهها و بیان تغییراتی که در هر دوره نسبت به دوره قبل پیدا شده خود موضوع کتاب مستقلی است. در اینجا مقایسه مختصری بین روش معظم له و روشی که در یک قرن اخیر معمول شده به عمل میآوریم.
فقها و اصولیین در مبحث اجتهاد و تقلید و یا در مبحث قضا و شهادات چندین علم را نام میبرند که مقدمه اجتهاد شمرده میشوند. میگویند شخص مجتهد باید این علوم را طی کرده باشد. این علوم عبارت است از نحو، صرف، لغت، منطق، کلام، اصول، تفسیر، حدیث، رجال (یعنی معرفت به احوال روات احادیث).
متأخرین- یعنی از یک قرن پیش به این طرف- اینچنین معتقد شده و در کتب خود تصریح کردهاند که آن چیزی که عمده و مهم و اساس است علم اصول است، و لهذا عملًا چندان توجهی به سایر علوم نمیکنند و بلکه بعضی از آن علوم یعنی تفسیر و حدیث و معرفت رجال حتی بهطور مختصر هم تدریس نمیشود، زیرا به عقیده متأخرین دانستن مقداری ادبیات عرب کافی است که در موقع لزوم به تفسیر آیه قرآن رجوع شود، لزومی ندارد که مجتهد قبلًا با تفسیر قرآن آشنا باشد. همچنین حدیث و معرفت رجال اسناد احادیث، زیرا به عقیده متأخرین، در علم اصول حجیت خبر واحد صحیح، ثابت شده؛ و از طرفی بعضی از علمای حدیث گذشته مانند شیخ حرّ عاملی مؤلف وسائل الشیعه این زحمت و رنج را متحمل شدهاند و احادیث صحیح را از غیر صحیح جدا کرده و در دسترس قرار دادهاند، پس لزومی ندارد برای شناختن حدیث صحیح از غیر صحیح صرف وقت بشود. روی این جهات عادت جاری فعلی این است که طلاب بعد از مختصری ادبیات عرب و منطق، به خواندن اصول فقه میپردازند و ثقل کار خود را روی این علم میاندازند و ضمناً به خواندن خود فقه مشغول میگردند تا آنکه به عقیده خودشان به مقام اجتهاد نائل میگردند.
و چون اخیراً کتابهای فقهی مفصل و جامعی نیز نوشته شده که بعضی از نظر نقل اقوال فقها جامعیت دارند مثل مفتاح الکرامه سید جواد عاملی، و بعضی از نظر اشتمال بر فروع و قوت استدلال جامعیت دارند مثل جواهرالکلام شیخ محمد حسن نجفی و مصباح الفقیه حاج آقارضا همدانی، به عقیده متأخرین این کتب ما را از سایر کتب فقهیه بینیاز میسازد، پس چندان لزومی ندارد که به سایر کتب فقهیه هزارسال